متن مناسبتی:
سالگرد پیروزی بر دیکتاتوری مبارک!
*********
متن دیگر مورخه ١٨/١١/٨٨:
در "اصفهان" کنگره ای بود که غزلمثنوی را جدا کرده بودند در داوری(شعر نرگس ابوالحسنی عزیز). غزلش را جدا و مثنوی اش را جدا داوری و چاپ کردند. من دیگر چه بگویم؟ از عنوانی که به من دادند شرمنده شدم - دوستانی که آنجا بودند مرا به بزرگواری خودشان ببخشند . (خصوصا" اصغر صالحی - مریم حقیقت - علی ثابت قدم و.. )
*************
ماراتون نقد یا داوری منبسط
مقدمه:
روزگاری در ادبیات این مرز و بوم شعر یک اصل بود و نقد یک حاشیه . اصولا" هرچیزی غیر از شعر حاشیه بود. اعم از داوری شعرو نقد شعر و جلسات دیگر پیرامون شعر . روزگاری که می گویم آنقدر ها هم دور نیست. شاید سال های قبل از دهه چهل.
اما روزگار امروز با پیچیدگی ها و پدیده هایی روبرو شده است که خود آن پدیده های نوشناخته (و نه نوظهور) تبدیل به اصل شده اند و دیگر حاشیه نیستند. ازجمله مسئاله نقد و منشعب از آن داوری که به نوعی نقد کوتاه و موجز و فشرده و غیر بسیط است و منجر به مقایسه نیز می شود. بحث اصلی من در این مقاله پرداختن به این زیرشاخه نقد یعنی داوری در شعر امروز است که در ابتدا لزوم پرداختن به آن را ذکر می کنم و سپس ایرادات و محاسن آنرا.
به طو کلی قضاوت بین دو یا چند شخص حقیقی و یا حقوقی با موضوعیت خود شخص یا اعمال و یا آثار وی (اعم از هنری و صنعتی و..) و فعالیت های آن شخصیت برای شناخت و انتخاب بهترین را داوری می گویند. . در ورزش- هنر- سیاست (شورای حکام سازمان ملل!!) – اقتصاد(تعیین ارزش های بالاتر در بازار بورس از طریق مقایسه ) و..... نمودهای مخلفی از داوری را دیده ایم . پس داوری پدیده ای منفی و ضد ارزش نیست و کاربرد های فراوانی برای انتخاب بهترین ها برای پیشرفت دارد.بدون داوری طبیعتا" ارزش گذاری در جامعه صورت نخواهد گرفت و جامعه ای که فاقد ارزش باشد دچار انفعال و در دراز مدت نابودی خواهد شد.
هر اثر هنری در هر صورت مخاطبش را پس از مواجه شدن با آن به داوری وادار می کند. هر مخاطبی با مواجه شدن با یک اثر هنری آن را داوی و تعیین ارزش می کند. هرچند ممکن است مقایسه او به دلیل عدم آشنایی به فنون آن هنر و نداشتن دانش تخصصی آن رشته غلط و گاهی مضحک از آب در بیاید اما به هر حال در مسئاله داوری توسط وی هیچ تردیدی نیست. هنرمندان برای پیشرفت هنرشان همیشه به داوری مخاطبان و منتقدانشان احتیاج داشته و دارند. هرچند هنر مدرن و پست مدرن تا جایی که توانست سعی کرد هنر را شخصی و شخص محور کند و برخلاف رئالیسم و کلاسیسیم از جنبه های اجتماعی آن کاست و به فردیت بیشتر توجه کرد اما باز هم از چنگال منتقدان و داوران و مخاطبان عام و خاص نتوانست فرار کند و سرانجام به این نتیجه رسید که قضاوت مخاطب در مورد اثر هنری ضامن بقا یا فنای آن اثر خواهد بودو این اجتماع است که عنصر اصلی و انگیزه غالب خلق آثار هنری می شود.
از جمله هنرهایی که تعیین سطح ارزش هنری آنان به دلیل پیچیدگی بیشتر و چند لایه بودن آن اثر نیاز بیشتری به تخصص و آشنایی با آن هنر را دارد ادبیات است چون برخلاف هنرهای تجسمی و موسیقی در ادبیات همه چیز را با چشم نمی توان دید و با گوش نمی توان شنید و اینجا مخاطب است که باید حد توانایی قوه تخیل و استدراک خالق اثر را محک بزند و متاسفانه همین غیر ملموس بودن ظرافت های هنری در ادبیات باعث سوء استفاده عده ای از منتقدان و داوران شده است که در ادامه به آنان خواهم پرداخت.
ادبیات بنابه نظر اکثر دانشمندان علوم نظری , مادر علوم نظری است. ادبیات بستر انتقال مفاهیمی است که با هیچ هنر دیگری قادر به معرفی خود نیستند. از اختراع زبان و پس از آن اختراع خط در جوامع بشری همیشه این ادبیات بوده که طلایه دار پیشرفت اقوام شده است و هر کشوری که ادبیاتش را از دست بدهد همه چیزش را از دست خواهد داد. هنری که بیش از همه هنر ها در روزمرگی انسان ها نقش دارد ادبیات است. هرچیزی که با واژه و حروف سر و کار دارد زیرمجموعه ای از ادبیات است. از قبض تلفن گرفته تا روزنامه و کتاب و.... . تلاش برای اصلاح و بهبود و حرکت به سمت تعالی در ادبیات از هر هنر دیگری بیشتر و لزوم آن عاقلانه تر است .
برای داشتن ادبیاتی پویا و سالم و بلیغ طبیعتا" باید کارشناسانی در هر مقطع زمانی باشند که با درک نیاز های روز آن جامعه به تعمیر و ترمیم و مداوای بیماریهای ادبی و واژگانی ادبیات خود بپردازند. منتقدان و داوران هم از این دسته اند.
داوری در شعر:
در ایران تاریخچه دقیقی از داوری شعر وجود ندارد . جز اینکه قدمت آن را به قدمت شعر منتصب می کنند و می گویند از روزی که شعر پارسی پدید آمد تعیین کیفیت و تمیز خوب از بد در آن خودبخود داوری را ایجاد کرد اما در ادبیات عرب و سالهای حول و حوش صدر اسلام رسم بر این بوده است که شاعران مطرح آن روزگار اشعار(آن زمان بیشتر قصیده) خود را ارائه می کردند و معمولا" بزرگان قبایل و حاکمان آن سرزمین با تعیین بهترین شعر ها و انتخاب هفت قصیده از بین آنان دستور میدادند آن اشعار برای رویت عموم از دیوار کعبه آویزان شود. همین مسئاله آنچنان باعث تشویق و ترغیب شاعران به سرودن اشعار بهتر شده بود که جلسات هفتگی در بازار مکه برای دور هم نشینی و نقد و بررسی اشعار خود ترتیب می دادند که به نوعی می توان آن را با شب شعر های امروزی مقایسه کرد و غرفه های شعرا در بازار از شلوغ ترین غرفه ها بود.
در ایران معاصر و سالهای قبل از انقلاب بیشترین بار داوری معمولا" به دوش جراید و مجلات و روزنامه ها بوده است. به نحوی که مسئولان صفحات ادبی خودشان با انتخاب بهترین شعر ها و گزینش آنان اقدام به نشر آنان می کردند و این مسئاله هنوز هم رایج است .
اما امروز داوری در شعر یک اصل شده است و دیگر حاشیه ای بر شعر نیست. دانشی شده است که در دانشکده های ادبیات باید تدریس شود و مسئاله ای است که با آبرو و ذوق و حیثیت ادبی یک شاعر بازی می کند و دیگر نمیتواند فقط یک (سلیقه) باشد. چیزی که امروزه اکثر داوران برای فرار از تبعیض ها و انتخاب های نابجای خود از آن استفاده می کنند یعنی سلیقه!
![]()
موسطه:
از اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد شمسی در کشورمان مسئاله ای به نام کنگره شعر رواج پیدا کرد. کنگره هایی که با اعطای امتیاز رایگان چاپ کتاب به برگزیدگان(١) و همچنین پاداش های سکه ای چندصدهزار تومانی و بعضا" میلیونی به آنان و واگذاری تریبون های صغیر و کبیر به بعضی فقط و فقط به بهانه اینکه (شعرشان توسط داوران برگزیده شده است) سبب ایجاد تبعیض های فراوان و حرف و حدیث های مفصلی شدند که دلیلی جز (سلیقه داوران با هم متفاوت است) نمی توانست این افتضاحات را پوشش دهد که البته امروز دیگر تاریخ مصرف این توجیه هم تمام شده است.
چرا (داوری) جایگزین (نقد راهگشا) شد؟
ما باید تشخیص بدهیم یا مردم؟ اگر عموم مردم دانش ادبی ندارند ما باید کمکشان کنیم و بهترین ها را به آنان نشان بدهیم؟ مردم از ما کمک خواسته اند؟ پول؟ تریبون؟ سکه؟ چاپ رایگان کتاب؟ .....
برای ارزش گذاری یک شعر به نیت پیشرفت آن شعر چرا باید داوری کنیم و چرا نباید همین زحمت و پول و وقت در راه برگزاری کارگاه های نقد صرف شود؟
درست است که مردم باید بهترین ها را انتخاب کنند و تقسیم بندی مسخره ی مخاطب عام و خاص هم خوب است اما باید قبول کنیم که نه مخاطبان خاصمان آنقدر ها (خاص) هستند و نه مخاطبان عاممان آنقدر ها (عام) . بیش از آنکه در فضای ادبی امروز سواد و دانش حاکم باشد ادعا و دعوا و جنجال حاکم است.
سئوال این است که این همه جنجال برای چیست؟ و جواب هم ساده است: برای رسیدن به امتیازاتی که دولت در اختیار بهترین های ادبی گذاشته است. از سفر ترکیه و تاجیکستان(٢) بگیرید تا سکه و پول و مسافرت های دور ایران و از این کنگره به آن کنگره و از این شهر به آن شهر رفتن... طبیعی است که شعر به حاشیه می رود و چهره شدن و شناخته شدن می شود دغده اصلی بعضی ها. کما اینکه خیلی ها را می شناسیم و سالها است در تلویزیون به عنوان شاعر به خوردمان داده اند بی آنکه حتی یک شعر از آنان در حافظه اجتماع موجود باشد. اما خیلی های دیگر بی آنکه هرگز دارای تریبون بوده باشند همیشه معروف و محبوب بوده اند.
چه باید کرد؟
تمام این حرف ها و سطر های بالایی برای این بود که به این سئوال جواب دهیم. هرچه تا الان گفته شد را همگی بهتر از نگارنده این متن می دانید. همگی ناداوری دیده اید و آنجا هم که واقعا" شعرتان برگزیده شده است خجالت کشیده اید که نکند در زمزه ی نورچشمی ها قلمدادتان کنند! اما راه حل چیست؟
1- تحریم : به نظر نمی رسد کار درستی باشد. چون خیلی ها تحریم کردند و گفتند ما دیگر نیستیم و در اینترنت هم نخواهیم بود و در جشنواره ها هم نیستیم و اصلا" نیستیم که نیستیم اما پر سر و صدا تر از قبل برگشتند و اصلا" هم ضایع نشدند حتما".ضمن اینکه خالی کردن میدان برای آقایان به آنان کمک بزرگی خواهد کرد.
2- شعر خوب سرودن: این را که خیلی ها دارند انجام میدهند اما داوران نمی بینند.
3- برقراری رابطه با بعضی ها: حرفی نیست. فقط مشروع باشد!
4- تغییر سنت ناپسند داوری پشت درهای بسته !
داوری پشت درهای بسته داور را از هرنوع انتقاد و مچ گیری فراری می دهد. چون ما شعر های دیگران را نخواهیم شنید تا بتوانیم بفهمیم شعری که برگزیده شد واقعا" حقش بود یا خیر. اگر شعر دختر یک داور برگزیده شد شعرش از دیگری بهتر است یا نه چون داوری پشت درهای بسته و در یک یا دو جلسه انجام شده است و به هیچ وجه من الوجوه شفاف که نیست هیچ تازه ظلمات اندر ظلمات هم هست!
داستان وقتی دردناک تر می شود که در این میان حیثیت ادبی و آرزوها و امید های یک شاعر نوظهور و نوپای با استعداد به خاطر خویشاوند بازی ها و زد و بند های یک عده پایمال شده و هیچ ارگان با نهادی هم نیامده است آئین نامه مدونی برای داوری تنظیم کند که همه چیز به سلیقه (بخوانید رابطه) داور نسبت به شاعر موکول نشود .اما خود ما شاعران بدون نیاز به حمایت دولتی هم می توانیم ابتکار به خرج دهیم:
موخره:
چند روز قبل در وبگردی های عادی ام با سایت و وبلاگ هجوم مواجه شدم .دوستان ما در شمال کشور طرحی دارند که به نظر خیلی جالب و راهگشا می رسد. با مصاحبه تلفنی که با احسان مهدیان و خانم لیلا مشفق داشتم متوجه شدم این دوستان( با همکاری دوستان دیگری که فعلا" نمی شناسمشان) درنظر دارند با فراخوان شعر بدون در نظر گرفتن قالب و تعداد و فرم و محتوا و موضوع و کاملا" آزاد آثار رسیده را به دست منتقدان (و نه داوران) سپرده و به تدریج اقدام به انتشار هر اثر به اضافه نقد چندین منتقد در مورد آن اثر نموده که پس از چند ماه تمامی شعر ها نقد شده و این نقد ها منتشر شده باشد.
من اسم این را (ماراتون داوری) یا (داوری منبسط) می گذارم. نقد و داوری که به تدریج انجام شود و تمام زوایای یک اثر بررسی شوند .طبیعی است که در خاتمه انتخاب بهترین ها خیلی بی عیب و نقص تر و عادلانه تر خواهد بود. از آنجایی که این حرکت جوان است و برای اولین بار اجرا می شود بنده شخصا" از آن استقبال کردم و امیدوارم خوانندگان خروج هم ضمن ارسال شعر برای این کنگره مبتکر و پیگیری نقد ها و مقالات آنان در هرچه سالم تر برگزار شدن آن کمک کنند. متن طرح آنان را در وبلاگ خوشان بخوانید . این طرح قطعا" در مرحله اول اجرا ضعف ها و کاستی های خودش را نشان خواهد داد و امید می رود با نظرات شما ذیل همین مقاله یا ارسال کامنت برای وبلاگ آن کنگره قبل از برگزاری دبیر و برگزار کنندگانشان را کمک کنیم. ضمنا" فکر می کنم برای بهبود کیفیت آثار بهتر است شاعران عزیز خودشان بهترین آثارشان را ارسال کنند تا حجم کار کمتر باشد. (٣)
امیر سنجوری- فصول سرد سال انتخابات
-------------------------------------------------------
پاورقی:
١-بنده هم تاکنون امتیاز کتاب و سکه گرفته ام. شاید حقم هم نبوده است اما خیلی بیشتر از آن ناداوری دیده ام و جاهایی که حقم بوده است به آن نرسیده ام.
٢-
.
٣- خروج هیچگونه نفع و تصرفی در این کنگره نداشته و تنها تریبون اطلاع رسانی است .
خروج منتظر دیدگاه های شما است
( با کلیک روی اسامی ذیل می توانید از وبلاگ های دوستان بازدید کنید)
شاعر گرامی و عزیز و دلسوز آقای سنجوری
مطلب ارزشمند ات را خواندم و بسیار در آن تعمق کردم که با خلوص نیت نوشته بودی.این روزها با اینکه از خاک وطن دورم اما خیلی جدی ادبیات مدرن و غیر مدرن ِامروز را پی گیری می کنم.و از هر گوشه ای خوشه ای می چینم.باید به عرض شما برسانم چیز مهمی که به شدت باعث تخریب ِ ذهن شعر و شاعری می شود و به کرات دیده ام ،یک حس جمع دوستی و یا به تعبیری باند بازی در بین بیشترین! رای و داوری در مورد جشن و جایزه مشهود است .اینطور بگویم تو برای من نقد کن تا من نیز برای تو !تو رفیق منی و استاد شعر ،کتاب ما مد نظر ات باشد ! تو در باند ما هستی ما در باند تو جایزه را برای ما چرب کن و و و .بهترین راه کار، هرچند بنده با هرگونه جشنواره و جایزه ی کتاب موافق نیستم چرا که همیشه زمان داوری بی بدیل است اما بهترین راه ، شخصی بی طرف اسامی ... نام شاعر را از روی کتاب و مکتوبه ی شعری پاک کند و شماره گذاری نماید و دوم از هر طیف چپی و راستی ،کلاسیک گو و سپید سرا و مدرن گو ، یک هیئت صاحب صلاح و یگانه با شعر امروز به بررسی کار ها همت گمارند.و دوم اگر کتاب شعری و یا شعر ی درخشان از کسی ببینیم خوانندگا ن و منتقدینی مسئول و عاشق به کلمه این مهم را به سر انجام خواهند رساند و صمیمانه خواهند نوشت.و راه سوم جلسات نقد و نظر از هر طیفی دور هم جمع آیند ...و یا کلاس ها ی نقد و نظر برگزار شود و از هم یاد گیری کنیم بودن چشم داشت ِ جایزه و سلیقه و رنجش. با کلی پوزش در آخر اضافه کنم شعر مسابقه ی وزنه برداری نیست که حتماً کسی باید قهرمان نامیده شود .دست ات را می فشارم با احترام همه خانی
خروج: اگر همه مثل شما حتی در بهترین شرایط و مرفه ترین محیط برای زندگی و هنر انقدر دلسوز ادبیات کشورشان بودند دیگر نه حرفی بود نه حدیثی کورش عزیز . ممنون
----------------------------------------------------------
مهربان ! در کشوری که همه چیز به همه چیز مربوط است شما حق دارید که داوری های جشنواره ای را در خصوص شعر به زیر سئوال ببرید . من خود در چندین جشنواره داوری کرده ام و خدای من شاهد است که جز شعر هیچ اولویتی برایم مهم نبوده اما از داوری ها ی دیگر دفاع نمی کنم . اصلا این طور بگویم که من چنین جشنواره هایی را در حرکت حرفه ای یک شاعر چندان مهم نمی دانم . کار اصلی چیز دیگر است. ولی شاعران جوان اغلب کار خود را بی بدیل می دانند و خود را مستحق جایزه و هر نتیجه ای جز این یعنی ناداوری ! خوب بدیهی است که داوران هم سلیقه ی خود را دارند و مگر شعر و هنر قانونی مدون دارد که ما بر اساس آن رای بدهیم ؟ اما من بهترین نوع داوری شعر را ارائه ی پرسش نامه به منتقدان صاحب نام ( در حد کثیر ) می دانم و سپس جمع بندی این آرا . البته این روش ایده آل نیست اما بهترین است در وضع موجود .
خروج : ممنون جناب خواجات بابت نظر و پیشنهادتون که امیدواریم گوش شنوایی باشد. اما غالبا" دوستان وقتی ببینند کسانی که از آنان بهتر بوده اند برگزیده می شوند الکی اعتراض نمی کنند یا حد اقل آرزو می کنند که ای کاش آنان هم برگزیده می شدند ولی فقط (آرزو) می کنند نه (اعتراض). درد وقتی است که می بینی چه کسانی برگزیده می شوند...!!. مثل یکی - دو کنگره سال ٨٧ که واقعا" صدای معترضانشان بلند بود و اکثرا" حق هم داشتند.در مورد داوری حضرتعالی هم هیچ کس تا به حال جز به خوبی و عدالت شما سخن نگفته است و قطعا" همینگونه است.
----------------------------------------------------------
سلام دوست عزیز
ممنون از دعوتت/ بهره بردم
درد همه ی اهل شعر را نوشتی دوست من
----------------------------------------------------------
سلام . خواندم و استفاده کردم .
درست است ؛ هر وقت درهر کاری بحث مادیات و برخورداری از امتیازات پیش می آید ، طرز فکرها در بسیاری از موارد عوض می شود و البته این ریشه در فطرت آدمی دارد و نمی شود کسی را مقصر دانست . ولی ای کاش این عوض شدن طرز تفکر به برداشتن گامهای مثبت و پیشرفت بیانجامد نه اینکه نه تنها موجب پیشرفت نشده بلکه شخص را از دستیابی به کمترین ها هم محروم کند . شخصا با شاعری آشنایم که می گفت تا وقتی داوری ها به" اسم" باشد و نه به" شعر" من سکه هایم را می گیرم و می روم و به قول خودش به کلمه کلمه یک شعرش از کنگره های مختلف سکه تعلق گرفته بود و باز به قول خودش این در حالی بود که چندین ماه بود شعری نگفته بود ...
من به نوبه ی خودم از شما به خاطر دعوتتان تشکر می کنم ولی به آقای خواجات می گویم که گرچه سخنانشان را قبول دارم ولی قبول ندارم که شاعران جوان خود را بی بدیل می دانند و .... شاعران جوان هم به عقیده ی من حق دیده شدن دارند و این به معنی آن نیست که خود را مستحق جایزه بدانند و دیگران را متهم به ناداوری کنند و از این دست مسایل – که شاید در وهله ی اول غرض یک شاعر نوپا از شرکت در کنگره ها دیده شدن است و به قول شما یافتن یک تریبون برای معرفی خودش و شعرش، نه دریافت جایزه – . گرچه هر دوی اینها مشوق های اصلی ادامه کار هستند ولی الزامات کار نیستند و اگر کسی واقعا ذوق ادبی و شاعرانگی داشته باشد چه با اینها و چه بی اینها "شعر" را در درون خودش می آفریند .
"یک شعر" شاعری نام آشنا که در کنگره های مختلف با موضوعات مختلف برگزیده می شود فرصت دیده شدن شعری نو و شاعری نوپا را از او می گیرد و دلیل این چیزی جز آنچه به آن ناداوری می گویند نیست . و شاید همین موجب دلسردی ها و اعتراض ها و دلخوری ها بشود . –چه در شاعران نام آشنا و چه در شاعران نوپا -
در هر حال شاعر و ناشاعر و داور و ناداور و سکه و امتیاز و ... همه و همه رفتنی اند و آنچه به عنوان میراث فرهنگی من و شمای شاعر برای آیندگان می ماند همین شعرهاست که امیدوارم از قلم های ما میراث خوبی برای آیندگان بماند.
غرض من از این نوشته متهم کردن شخص خاصی نیست و تنها یک اظهار نظر شخصی است . باز هم ممنون .
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
احسان مهدیان (از مسئولین اصلی کنگره) :----------------------------------------------------------
ناصر صارمی :----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
سلام مهربانم
ممنونم که خبرم کردید و این اولین فرصتی است که به دست آورده ام تا بعد از مشغولیتهای دنیای واقعی پا به دنیای مجازی ام بگذارنم
حرفهایت خواندنی بود
به این ها میگویم درد دل
چیزهایی است که ما زیاد دیدیم و بیشتر هم خواهیم دید
از بیداری ات لذت بردم
----------------------------------------------------------
سلام
ممنون از دعوت
همه مطالب را خواندم
به نظرم آب در هاون کوبیدن است
----------------------------------------------------------
سلام آقای سنجوری
ممنون از دعوت
چه بگویم که نگفتنم خوش تر
اینقدر این مسئله گریبانگیرم بوده که حتی حرف زدن در موردش ناراحتم می کنه!
----------------------------------------------------------
سلام جناب سنجوری
چند وقت پیش بعد از مدت ها برای جشنواره ای شعر فرستادم. زنگ زدند و گفتند کارت انتخاب شده. بعد فهمیدم کار دوستی که شعرش بسیار از من قویتر بوده فقط به خاطر سیاست های جشنواره رد شده! من هم انصراف دادم
دیگر هم در جشنواره ای شرکت نکردم
خروج: درست است که انتخاب نشدن دوستتان ناعادلانه بوده اما شاید انتخاب شما عادلانه بوده است چون رابطه ای با داوران نداشته اید. معمولا" هر کنگره ای اگر ٩٠% برگزیدگانش سفارشی باشند حداقل ١٠% برگزیده واقعی هم دارد .ای کاش به نوعی انصراف می دادید که علتش برای همه روشن شود
----------------------------------------------------------
سلام.منم با شما در زمینه ی داوری ها موافقم.متاسفانه اتفاقی که در جشنواره های کشوری افتاده این است که داوری ها به سمت سلیقه ای بودن و بدتر از آن سفارشی و رابطه ای بودن پیش رفته و از آرمان خودش فاصله گرفته و حتا گاهی اوقات آثار فقط با نام یک نفر انتخاب میشوند و فکر نمیکنم که میدان آزمایش خوبی برای شاعران جوان باشد.و البته با توجه به اینکه اکثر کنگره های مهم موضوعی هستند,من اصلن اعتقادی به سنجیده شدن شاعر با برگزیده شدن در جشنواره ها ندارم...
خیلی خوشحالم که با وبتون آشناشدم.بالاخره یه مطلب درست و حسابی خوندم.بدرود و چشم انتظار دیدار مجددتان!
----------------------------------------------------------
سلام جناب سنجوری عزیز
کمی دیر اطاعت کردم امر شما را مبنی بر دعوت تان به خوانش این
مقاله ی زیبا ...
جناب سنجوری مقاله ی بسیار فهیمانه و قدرتمندی بود نشان از درک والا و بینش و دیدگاه منصفانه ی شما داشت
بارها شاهد بوده ام و شاعران بسیاری را دیده ام که شکوه از نوع داوری و نوع انتخاب های شگفت انگیز و سحرآمیز در این نوع جشنواره ها که بیشتر غم واره بوده است داشتند ... و افسوس که دست شان که نه شعرشان هم به جایی بند نبوده است و چاره ها همه به دست آنانی ست که خود گره اند و خود نیز ...
مشکل بسیار است ودر این مجال نمی گنجد اما معتقدم نیمی از این مشکل باز نگری در انتخاب داورهاست ... داورها عموما سنتی و کهن هستند ... نگاه کاملا سنتی به شعر دارند و کاملا سلیقه ای اعمال نظر می کنند ( البته برخی از آنان ) و قطعا از آنانی سپاسگزارند و ستایشگر که همیشه نامشان پرطمطراق ترین بوده است گرچه که شاید خوانندگانشان به تعداد زیاد نبوده است و غالبا
تیتر مجلاتند و نقل محافل و صدا و سیما بی وجود انان عملا ادبیات را
برباد رفته می داند .
----------------------------------------------------------
حداقل می توانید همین شیوه یی را که تبلیغ می کنید با آمدن ها و دعوت کردن مجرا باشید .
عزیز مهربان! شما این همه از کیفیت نقد گفتید و به شیوه های علمی اشاره کردید، اما در آمدن های تان دریغ از یک سطر نظر . آقای مهدیان خود درین امر که پیشنهاد کرده صاحب قدم و قلم است و نظریات نقادانه اش در دنیای مجازی منتشر . اما .......
برای رفع هرگونه سوئتفاهم بگویم این را از منظر خود ، نه برای خودم گفتم . منظورم این است شما که دلسوز این جریانید خودتان با چند سطر پیشقدم شوید ، بعد می تونید گنگره و همایش تشکیل دهید.
بماند که در همین الان نیز یکی دو سایت به این گونه روش ایجاد شده و فعال اند.
با این جساب گویا بایستی به همان حرف خانم سپیده مختاری عودت تان دهم .
خروج: اصلا" ولش کن - هیچی بابا!
----------------------------------------------------------
سیدهمائده معین الدینی:
سلام
مطلب جالبی بود قابل تامل و البته درد دل خیلی از شاعرای کشور
----------------------------------------------------------
سپاس از مطلب وحضور
متن باشید .حذف شدنی ها راه خود را می یابند.
با مهر
----------------------------------------------------------
درودبرشما
نظر شمادرمقاله اتان درباره داوری وانتخاب شعر خواندم راستی اصلن نمی توانم یک معیاردرست برای کارداوری بپذیرم چون داوری در زمینه ادبیات سخت است وتمرین وتربیت می خواهد.نظر شما درباره یک رشته تخصصی برای کارداوری می با ید جدی گرفت.
اما واقعیتی که پشت همه ی حرف ها ظاهر شد ومن هم آن راباوردارم "بهترین داورها مردم اند" درطول تاریخ چه کسانی بهترین شاعرها رابرای ما داوری کرده ومهرماندگاری بروجودشان زده اند؟!!
----------------------------------------------------------
سلام عزیز
در شعر هر چیزی جز شعر حاشیه است
----------------------------------------------------------
درود
خواندمتان و به نظرم حتی امیدوار هم نمی توان بود که ناداوری ها به این زودی ها برطرف شود.چون این روزها زیاد داوری شده ام این را می گویم و به عبارت دیگر می توان گفت که ناداوری شده ام اما خب چه می توان کرد جز این که نوشت و پناه اورد به این فضای مجازی که حداقل در آن کسانی هستند که می خوانند و نظر می دهند و نقد راهگشا انجام دهند که در همین وبلاگ هم زیاد حضور داشته اند و به نظرم این روزها فقط مردم و مخاطبان می توانند داوران خوبی باشند همین که بیتی از فلان شاعر در ذهن و خاطره مردم بماند بهترین جایزه است و ارزشش از هزاران سکه و و ...
بیشتر است گرچه سلیقه را نمی توان حذف کرد اما حداقلش این است که کمی هم نقد علمی را درگیرش کرد...
مقاله کامل و جمع و جوری بود که واقعا درد امروز ادبیات را گفته است.
.
.
.
با احترام فراوان
----------------------------------------------------------
سلام در یک نظر شخصی عرض می کنم که با نفس داوری که بیشتر شبیه تسویه حساب شخصی با برخی شاعران است مخالفم ...چراکه رفاقتها و سلیقه ها و شب نشینی ها و ...در رای داور دخیل است.حتا اگر داور خود من باشم
راستی خوشحالم که به اصل ماجرا زده ای...
----------------------------------------------------------
از تلاش ارزشندتان در تدوین این مطلب مهم وحیاتی در شعر که بدون شک با مطا لعه ی دقیق آن راهکار های پیشرفت وتعالی در شعر خواهد بود...سپاسگزاری میکنم....کار باطراوتتان در زمینه یشعر حتما راهگشا خواهد بود..در هر نقدی چند مسا له مهم باید مد نظر منتقد باشد
1..اشاره به حسن های کار یک شاعر وشعرش...ومقدار مسافت شعری که پیموده2...اشکالات و مواردی که شاعر باید انجام بدهد ودر شعرش صورت نگرفته....3.راهکار و آنچه باید منتقد راجع به بهتر شدن کار یک شاعر پیشنهاد دهد...یعنی مقدار مسا فت شعری که شاعر در مسیری که پیش گرفته باید طی کند....4..بیطرفی واعتدال و هنر نقد زلال ومعطر درشعر
----------------------------------------------------------
سلام دوست عزیز
حق با شماست و نوشته هایتان را ارج نهاده و تایید می کنم
موفق باشید
----------------------------------------------------------
بدون نام و نشانی الکترونیکی:
سلام دوست عزیز
ممنون از دعوت
مقاله ی گیرایی بود که در دل بسیاری از دوستان است ... نباید به راهکارهای پیشنهادی بی تفاوت بود ... دستتون درد نکنه
اما مگر شعرای بزرگ ما فقط در محافل ادبی زنده میشن ؟
شعر را از دهان مردم باید جست
محمد پویا راست میگه
در شعر هر چیزی جز شعر حاشیه است.
خروج: در "شعر" بله اما در ادبیات خیر.
----------------------------------------------------------
سلام .مطالبتو با دقت خوندم عالی و مفید.
ناراحتم از اینکه افراد جدیدا همه شدن داور ...بدون اینکه بخواهی ازشون که از شعرت نقد کنند.و افسوس که غرض ورزی چاشنی می شود
----------------------------------------------------------
سلام دوست عزیز.
خواندمتان و استفاده کردم.
نوشته هایتان سرشار بود از اطلاعاتی که...
ممنون از دعوتتون.
قلمتان سبز
خروج: اطلاعاتی که..... شما بهتر از من می دانید!
----------------------------------------------------------
منتظر (نام مستعار اینترنتی):
سلام من همه متنتون رو خوندم خوبه که دغدغتون رسیدگی به امور شعراست واقعا من هم گاهی برخی نقدهای مغرضانه رو نمیپسندم
خوشحال شدم من رو هم خبر کردید ان شا الله در اولین فرصت لینک میکنم
التماس دعا
البته من شاعر نیم و شعر ندانم چیست
یاعلی
----------------------------------------------------------
سلام .
این نخستین بار است که من به وبلاگ شما می آیم و البته خوشحالم از آشنایی . حرفهای شما درد دل همه ی ما بود و این بخشی از واقعیت شده است . من در بین دوستان خودم دیده ام که افتخارشان این شده که در فلان جشنواره به آنها سکه داده اند و یا .......
واقعیت این ست که از من اکثر شعرهایی که در جشنواره بررسی می شود درجه یک نیستند . در همین اوضاع کنونی شش ماه اخیر که خودتان واقف بر وضع وجود بودید برای من همه چیز معلوم شد که واقعا شاعر واقعی کیست ؟ آیا کسی که حتی یک سطر برای مردمش نمی نویسد مبادا که دیگر از جوایز سهمی ببرد اصلا شاعر است ؟ ذات اولیه شعر صداقت است که بعضی ها نشان دادند که ندارند . راستش من این دوستان اصلا شاعر نمی دانم که بخواهم در مورد دادن جایزه به آنها حرف بزنم .
با شما موافقم که جوایز را نباید تحریم کرد ولی این موضوع تا حدودی در حیطه اختیار خود شاعران است . در کل پیشنهادات شما همه دلسوزانه و با تامل بود و جای حرف دارد . در دهه ی چهل و پنجاه بار شعر را مجلات به دوش کشیدند ولی مجلات دیگر ان قدرت را در ال حاضر ندارند .بهترین جا همین فضای مجازی است که البته باز هم قدرت مجلات دهه ی چهل را نخواهد داشت
----------------------------------------------------------
درود بر شما
سپاسگزارم از حضور و دعوتتان
فرمایشات شما کاملآ درست و متین بود
اما چه کنیم با این درد مزمنی که به جان ادبیات ما مخصوصا شعر افتاده است؟!
جالب اینجاست که واحد نقد ادبی در دانشگاه تدریس می شود اما استادی نیست که اصول آن را ( خصوصآ در شعر) تدریس نماید و فقط مکنونات قلبی استاد است که به دانشجو انتقال می یابد ( البته استاد بنده روش تدریسشان بسیار خوب بود اما متآسفانه به امتحانشان ربطی نداشت).
به هر حال امیدوارم علم قبل از عمل حاصل شود.
در مورد ناداوری ها هم بماند...
به عقیده ی بنده روزگاری ست که خود شعر به حاشیه رفته است و داوری ها و نقد ها اصل جریان گردیده اند.
در پناه مهر باشید
----------------------------------------------------------
سلام جناب سنجوری عزیز با اینکه دیر خدمت رسیدم ولی مطلب بسیار عمیق شما که از زوایای پنهانی "شعر ونقد" را مورد بررسی قرار داده بسیار به دلم نشست به همین منظور تمام مطلب را پرینت نمودم تا از خوانش مجدد آن بیشتر بهره مند گردم و به دوستان دیگر هم عرضه دارم"روزگاری در ادبیات این مرز و بوم شعر یک اصل بود و نقد یک حاشیه . اصولا" هرچیزی غیر از شعر حاشیه بود....با احترام
----------------------------------------------------------
سالهاست که از دردهایمان میگوییم و دریغ از 1 گوش شنوا.افسوس که همه چیز شده است:
پــــــــول
پــــارتـــــی
----------------------------------------------------------
بعضیا (نام مستعار در اینترنت) :
سلام دوست عزیز! خیلی کار جالبیه به شرطی که در داوری ها به اسم ها نمره ندهند به شعر ها نمره بدهند. موفق و پیروز باشید
----------------------------------------------------------
مهسا زهیری:
دوست عزیز
من هم با شما موافقم
اما
پیشنهاد می کنم نگاهی به اطرافتون بندازید ، ببینید کجا زندگی می کنید . بعد گله از داوری داشته باشید ...
به هر حال به نظر من این جشنواره ها و کنگره ها و ... باید کلا حذف بشه .
و راه های تازه تری برای شناخته شدن شاعران و نویسنده ها وجود داشته باشه
اصلا چه لزومی داره برای شناخته شدن از همه بهتر باشیم .
از همه بهتر بودن چه خصوصیتی داره
چرا در کشوری که ( اگر بگذارند ) به اندازه ی همه پول و امکانات هست . برای برخورداری از امکانات و امتیاز ها باید با هم بجنگیم و دست به هر کار خجالت آوری بزنیم ؟
----------------------------------------------------------
١. ممنون از دعوتتان !!!!!!! مقاله ی خوبی بود ! خیلی چیزها را یادمان آورد !
2. "برای ارزش گذاری یک شعر به نیت پیشرفت آن شعر چرا باید داوری کنیم و چرا نباید همین زحمت و پول و وقت در راه برگزاری کارگاه های نقد صرف شود؟ "
مدتهاست این سوال در ذهنم جریان دارد ... هنوز به جواب قانع کننده ای نرسیده ام ... اگر رسیدید مارا بی نصیب نگذارید !!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( اگر رسیدید !!!! )
3. " سلیقه " و " رابطه " ... دو معضل مهمی که خیلی وقت است به جان ادبیات ما افتاده اند ... و می ترسم تا ... آخرین قطره ی خونش را نمکیده اند ... دست از سر ما و ادبیات ما برندارند !!!!!
ما هم چشیده ایم ... تلخی این "سلیقه ها" ... و مهم تر از آن ... "رابطه ها " را !!!!!!!
4. شاید بهتر است هر کس برود یک گوشه بنشیند برای خودش کار ادبی ... فرهنگی بکند ... کاری هم به ... تریبون و ... تلویزیون و ... باقی قضایا نداشته باشد !!!!!!!!!! کاری که خیلی ها دارند می کنند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کم هم نیستند !!!!!!!!!!!!!!!!! ( اما اینها ظلم است ... و آقایانی که بالا نشسته اند ... نمی دانم
----------------------------------------------------------
سلام امیر عزیز
آنچه مسلم است بقول گفته بزرگان
عدل هر چیزی است اندر موضع اش...
هرچند که می شود با شما موافق بود اما تعمیم آن به کل مناسب به نظر نمی رسد و شایسته است که داوری بکل در هر نوعش با مسالمت شیوه کار و اطلاع از روش و منش و همچنین احاطه کامل بر فرم و محتوای آن انجام پذیرد که در چند جشنواره ای که بنده نیز مسئولیتی در آن داشته ام گاه می شد به نظاره دوستانی نشست که باتوجه به معرفی نامی شاعر بی آنکه اصل شعر را مد نظر داشته باشند شاعر را نقد می کردند
اما قبول کنیم همه جشنواره ها اینگونه نیست.
بپذیریم که همه ما اگر با دشنه در آستین به جشنواره ها پا بگذاریم نخواهیم توانست رسالت خویش (خارج از شعار) را فرجام برسانیم
مهربان من
بقول دوست شاعرمان
ای کله داران کلاه خویش را داور کنید
فتنه می بارد نه باران است فکر سر کنید...
از اینکه چنین جایگاهی را برای بررسی نقد و شیوه نقادی در مطمح نظر دوستان قرار دادید بی شائبه از شما سپاسگزارم
خروج: از نظر و تحلیل بجایتان ممنونم .
----------------------------------------------------------
سید مهدی موسوی(وبلاگ غزل پست مدرن - جهت تشابه اسمی):
سلام
ممنونم از لطف بسیار شما
مطمئنا
جشنواره ها با وضعیت فعلی
به هیچ وجه مفید نبوده و نیستند
اما با تغییراتی از جمله خارج کردن از حالت سکه ای و رقابتی
و میدان دادن بیشتر به نقد و کار تحلیلی
می توانند بسیار مفید واقع شوند
در واقع اگر داوری نهایی حذف شده
و تنها داوری اولیه ای صورت گیرد
(آنهم به علت محدودیت های مالی
و تعداد شرکت کننده ها)
و خود فضای جشنواره ها هم
به جای محلی برای دیدار از هم
و البته شهرهای مختلف
و گرفتن سکه
و پسدا کردن دوستانی در جنس مخالف
محل شعر
و شعر
و نقد
و نقد
و کارگاههای مفید شود
مطمئنا مفید فایده خواهد بود
و البته قبل از تغییر در ذهنیت داوران
و باندبازی ها
و روابط پشت پرده ای که در مدیریت و داوری جشنواره ها وجود دارد
خود ما باید تغییر کنیم
اگر به قول سعید میرزایی
آوارگانی از این جشنواره به آن جشنواره نباشیم
و دغدغه اصلی مان ادبیات باشد
خود به خود
نظام خود جشنواره ها هم تغییر خواهد کرد
و مجبور هستند
با فضای مناسب و علمی بچه ها همراه شوند
حرف بسیار است
که می گذارم برای فرصت مناسب تری
و از شما تشکر می کنم
به خاطر این دغدغه ی زیبا...
خروج: صرفنظر از اینکه شخصا" (غزل پست مدرن) را قبول داشته باشم یا خیر و مضافا" اینکه چه کسی بانی آن است و هزار جور بحث و حرف و حدیث دیگر که هیچ نفعی برای ادبیات ندارندباید بگویم فقط و فقط از اینکه سید مهدی موسوی بدون در اختیار گرفتن تریبون های دولتی از طریق اینترنت فعالیت گسترده ای برای ادبیات خود (حد اقل) و شاید دیگران انجام می دهد برای من قابل تحسین و احترام می باشد و فکر می کنم در محیطی که همه چیز انحصاری است یکی از راه های مهم برای ارائه ادبیات تک تک ما به دیگران همین باشد چون اینترنت کمتر از سایر سکو ها در اشغال انحصار طلبان قرار گرفته است. از نظرت ممنونم مهدی جان !
----------------------------------------------------------
امید (نام مستعار در اینترنت) :
سلام دوست ندیده ام
بی شک نقد شعر در جهت پیشرفت شعر یک شاعر بسیار ضروری و کارساز است منتها اشکال کار اینجاست که اینجا کسی نقد شعر بلد نیست در دانشگاهاکه چیزی در این بابا آموخته نمی شود در بیرون از دانشگاهم که خبر خاصی نیست جز...
بشمارید تعداد منتقدان شعر بزرگ این مملکت را کارشان را اصولی بلدندو تیغبه همراه ندارند...من که تا به حال نخواسته ام شعرم را به کسی برای داوری بسپارم....
----------------------------------------------------------
سلام جناب سنجوری
اولا از دعوت ممنونم
دوما بابت مقاله ی زیبا و حقت که حرف دل خیلی از اهالی شعر و ادبه ( به خصوص بی رابطه ها ! ) تشکر می کنم
البته باید پذیرفت که اصولا داوری در ادبیات خواه ناخواه با سلیقه دست به گریبان هست چون جایی که کنایه باشه جایی که مجاز باشه جایی که ایهام باشه و ... دیگه همه چیز به برداشت و نوع نگاه و حالات روحی مخاطب در لحظه ی خوانش اثر و ... بر میگرده و مثل ورزش یا علوم محض نیست که طبق فرمول و قوانین ثابت قابل اندازه گیری باشه و تمام این توضیحات باعث می شه شخصا با کلمه "داور" برای آثار ادبی مخالف باشم ! چون به نظر بنده هیچ داوری نمی تونه تمام ابعاد نگاه رو کامل داشته باشه ضمن اینکه حتی چندین داور هم نمی تونن برای یک اثر نظر قطعی صادر کنند چون به عقیده من یک اثر ادبی می تونه به اندازه ی انسانهای زنده ی کره ی زمین برداشت های متفاوت داشته باشه و به قولی هر کسی از ظن خودش یار صاحب اثر بشه !!
در کل بهتره همواره داوری برای هر اثر کاملا به عهده ی تمام مخاطبان اثر گذاشته بشه و هر کسی برای خودش و طبق دید خودش داوری کنه و اساتید به جای داوری قدم در عرصه ی نقد فنی بگذارن
----------------------------------------------------------
سلام آقای سنجوری عزیز
جشنواره ها گرچه می توانند جایگاهی مطمئن برای معرفی افرادمستعدومحقی باشد که ازهیاهو وجنجال گریزانندو یابه نوعی دارای طبعی بلند هستندونمی توانند ببینند که چندداور تازه کار یاچندداور کهنه کارنورچشم گزین کارهای قشنگشان را ندیده بگیرند وازاینکه شاگردانش انتخاب شده اند وخودش پس معرکه وامانده ومبهوت ازشرم حضور دیگرمحملی برای اعلام حضورنمی بیند.اگرجشنواره ها به صورت همایش باشد نه جشنواره های مسابقه ای خیلی کارسازتراست وافراد توانای زیادی می توانند ازچهاردیواری تخیل به باغ های تماشا کشیده شوند.ممنونم از نقدتان ومطالب خوندنی شما
----------------------------------------------------------
سلام دوست عزیز...ممنونتم .
تاریخ بهترین قاضیست
----------------------------------------------------------
سلام جناب سنجوری عزیز.ممنونم از حضورت و ممنونم از دعوتت. چند روزی وضعیت خطوط اینترنت در شهر ما خراب بودوببخشید اگه دیر شد.ابتدا بگم که نقد در ایران فعلا آنقدر تخصصی نشده که قضاوت کرد در مورد نقادان چرا که هرکسی که ابتدایی ترین شیوه های نقد را بلد باشه خودشو نقاد میدونه.البته نقادهای بسیار متبحری هم داریم ....بگذریم اما مسئله ی داوری.بسیاری از شاعران و نویسندگان و حتی سینما گران و اهالی تئاتر از شیوه های داوری ناخشنود هستند و نمیپسندند که این هم یه مشکل اساسی برای همه س ...باید امید داشت که کنگره ها از سمت و سوی صلیقه و بند پ دور شوند و داوری ها سالمتر بشوند.مطالب جالب شمارو تحسین میکنم...
----------------------------------------------------------
سلام عزیز
من شاعرم نه طوطی توهین به واژه ها
به نظر من حرمت شعر آنقدر هست که که با مسایل حاشیه ای آلوده نشود
من شعر را یک ارزش انسانی و عاطفی میدونم
شعر تراوشهای روحی واحساسات زخم خورده است
شعرفقط شعر است همین
ومن یک(شاعرم)نه یک تاجر یا یک.....
بزرگی میگوید من همواره به کسانی که در زمان حیات شهرت یافته اند شک داشته ام
ومن امیدوار م جزو این گروه نباشم
با تشکر از شما
----------------------------------------------------------
سلام عزیز – مچکرم از حضورتان...
استفاده کردم از مطالب و نوشته هاتان... اما این حرفها بماند بماند برای آنهایی که جوش جشنواره و کنگره و لوح و تندیس و ... دارند. یه گوشه دنج نشستیم داریم شعر می نویسیم می خوانیم و چای می خوریم!! کاری هم به این حرف ها نداریم. همه جایزه ها مبارک صاحبانشان. باز هم ممنون/ تابعد...
خروج: فقط این نیست فرشید عزیز - ما بنشینیم بقیه پشتک و وارو می زنند . آخرش دودش در چشم خودمان است .
----------------------------------------------------------
سلام
جایگاه واهمیت داوری شعر(بهتراست بگوئیم نقدشعر) درروزگارمابرهیچ کس پوشیده نیست...درنگاه اول داوری شایدامری ساده به نظربرسد!اماحقیقت آن است که داوری معیارها،ضوابط وویژگی های خاصی رامی طلبد.شناخت دنیای ظریف ولطیف ودرعین
حال پیچیده ی شعر،زبان وانتخاب واژه های مناسب آن ها،مفاهیم ومضامین قابل درک ومخصوص آنهاکاری است بسیارعمیق که ازعهده ی هرکسی برنمی آید.درروزگارماخیلی هاآمده اندورفته اندوبرای این موضوع حرفهازده اند،متاسفانه دردوره ی حاضردچارآفت های گوناگونی شده اند(که شمابه بعضی ازآنهااشاره کرده اید)دیگرآنکه نه تنهادراندیشه ی عموم این موضوع جنجال برانگیزشده بلکه گهگاه نام آشنایانی نیزمعنای حقیقی آنرااشتباه پنداشته اند.می توانیم دراین خصوص به سراغ نمونه هابرویم وصدالبته فقط وفقط بااشارتی کوتاه تاثیرگذاری های بی موردومنفی درآنهابه وضوح دیده شد.اینهابرخی مسائلی هستندکه درداوری والبته(نقد) بایدبه آنهاتوجه کرد.باتاسف می گویم:بازارداوری شعرمعاصردرحال حاضربیشترشبیه هفته بازارهاست تاچیزدیگر.
----------------------------------------------------------
رفیق عزیزم جناب سنجوری
در رابطه با داوری و قضایای پیرامون آن نمیتوان به اجمال سخن گفت.
به خصوص اگر پای ادبیات وسط باشد . مطمئن باید بود که داوری مثل همه ی چیز های دیگر امری نسبی ست . به بیانی دیگر هر داوری از ظن خود یار شاعر میشود! آن چیزی که در چنین قضاوتهایی نمود بیشتری دارد سلیقه ی داوران است که به هیچ عنوان قابل کتمان نیست . کنگره را هم که از آن اسم برده بودی شاخص مناسبی برای ارزیابی سره از نا سره نیست . بنابراین نمیتوان در این نقطه متوقف شد . متاسفانه بیشتر اوقات اینگونه به نظر میرسد که کسانی که در اینگونه جایگاهها قرار میگیرند به هیچ عنوان از نظر فنی قابلیت داوری ندارند . . .
فعلن همین!
----------------------------------------------------------
با سلام و سپاس از دعوت شما
(داوری پدیده ای منفی و ضد ارزش نیست و کاربرد فراوانی برای انتخاب بهترین ها برای پیشرفت دارد):از مقدمه ی همین پست.
به نظر من:
در تمامی عرصه ها چون داوری بطور سلیقه ای و اغلب با توجه به فاکتورهایی غیر از ارزش خود اثر انجام میگیرد، از یکطرف باعث سرخوردگی آن هایی میشود که آثارشان حذف شده و از سوی دیگرموجب در جا زدن افراد برنده میگردد.
چه عاملی سبب میشود که برنده ی فلان جایزه در سال گذشته
داوری همان جایزه را در سال جدید به عهده بگیرد ؟آیا برنده شدن آنهم با این معیار ها به یک هنرمند توانایی نقد آثار دیگران را نیز بخشیده است؟آرزوی من اینست که ابتدا نقد را بصورت علمی بیاموزیم وآنگاه بر مسند داوری تکیه بزنیم .
فراخوان شما کار بزرگی است،ممنون از همت شما
----------------------------------------------------------
سلام جناب سنجوری عزیز
امروزه یکی از دغدغه های شاعران ، همین مساله داوری است . شاعران زیادی را می شناسم که علیرغم سلیقه خود و فقط بخاطر تامین نظر داوران اشعار خود را تغییر می دهند . به همین دلیل است که اشعار برگزیده جشنواره ها فقط در میان قشر خواصی مخاطب دارد و عموما این سوال برای مخاطبین عام مطرح می شود که : چه ویژگی هایی باعث انتخاب این اشعار بعنوان اشعار نمونه شده ؟
بنده معتقدم باید رتبه بندی در جشنواره ها برداشته شود به این دلیل که قانون یا تعریف یا توافق خواصی که بیان کننده کیفیت یک اثر باشد مورد توافق همه قرار نگرفته .
علی ایحال بهترین داوری را آیندگان خواهند کرد و اینکه امروز چه باید کرد به گمان من باید رتبه بندی برداشته شود و فقط شرایط لازم برای راهیابی به همایش ها و جشنواره ها ، لحاظ شود .
خروج: ممنون از نظرتان - در زمان حیات استادم قیصر , ایشان در هیئت مدیره ی خانه شاعران ایران کنگره هایی را مدیریت می کردند که طی یک سال دوره های آموزشی و عضوگیری و ارسال کتاب و جزوه و نوار برای شاعران جوان سراسر کشور (که بنده در دوره هفتم آن عضو بودم) یک کار آموزشی خیلی خوب و قوی انجام می دادند و بعد با برپایی یک همایش همه را جمع می کردند و چند صد نفر شاعر آن روز شعر می خواندند و جایزه می گرفتند و چند نفر که واقعا" شعرشان درخشان تر بود امتیازات دیگری مثل چاپ کتاب می گرفتند . این صحبت مال تقریبا" ٧ - ٨ سال قبل است . این شیوه خیلی خوب و کم ایراد بود و اول و دومی هم نداشت. اما همان "خانه شاعران ایران" که آن روز ها اینگونه بود این روز ها یک پای اعضایش قونیه است و پای دیگرشان تاجیکستان و هند و.... . دیگر خبری از آن کنگره ها نیست و اگر هم باشد چنگی به دل نمی زند .
به یاد قیصر گفتم که اولین بار به من گفت : ( من همسن تو بودم انقدر خوب شعر نمی گفتم)
و شاید تنها دروغ زندگی اش را آن روز به من گفت.
---------------------------------------------------------- 
حرفهاتون رو میشه قبول کرد به خاطر دعوت ممنونم!
واینکه ادبیات این سرزمین دست آدمهای بی ادبی افتاده!واینکه هیچکس استحقاق میزی رو که پشتش نشسته نداره!
دوست دارم من هم باشم بین دوستان!شاعرها انسانهای خداوندی هستند!
----------------------------------------------------------
سلام...به محتوا کاری ندارم که درد دل همه ی دوستان است تقریبا درکنار آن ازقلم توانا و شیوایت لذت بردم...مراقب خودت باش...
----------------------------------------------------------
سلام /پیشنهاد واقدام جالب و درخور توجهی است
من خودم بعنوان کسی که قلم میزنم وشعر جزیی ویا به جرأت می توانم بگویم بیشترین قسمت زندگی ام است البته من بدلیل اینکه در ایران نیستم وهیچ سابقه ی ذهنی در رابطه با داوری ها ندارم اما با نقد سازنده صد در صد موافقم همیشه در هرجایی سخنی از نقد بوده به صراحت گفته ام تا نقدی نباشد شعر ونوشته ایی نمیتواند جان بگیرد ومانند آبی راکد یا مردابی می ماند که در خود می پوسد وبسوی تعالی نمی رود اما در این میان یک نکته بسیار مهم است که نقد کننده یا نقادها باید دور از از هر حبّ وبغضی به این مقوله بپردازند وشأن نقد شونده واشعارش را به تمسخر وهزل نگیرند زیرا متاسفانه در نت امروزه توسط بعضی افراد معلوم الحال این چنین کاری صورت می گیرد در پایان از پیشنهاد خوب شما با کمال میل استقبال میکنم ارادتمند ژیلا
--------------------------------------------------------
منم سلام .خواستم بگم شما گفتنی ها را گفتید ودوستان دیگر هم تکمیل کردند و پاسخ شاید در نامه ام به خدا باشد . در میان نظرات من بیشتر با نظر خانم بابایی و آقای موسوی موافقم . براستی چرا فرهنگ نقد کردن در خور مردم جا نیفتاده و پخته نشده . وچرا باید به بهانه نقد کردن بعضی وقتها شعور بابا مثلا شاعر را هم زیر سوال ببریم .می دانی دوست عزیز بنده تا به امروز کم پیش آمده شعرام برای جشنواره ها و.. بفرستم . چرا که اعتقادی به جوایز و ناقدها و کارشناسهای محترمش ندارم و البته خودمم از گمنامی بدم نمیاد.
خروج: متاسفانه هنوز شاعر بجای شعر نقد می شود و ...
----------------------------------------------------------
نقد بی غرض!
ممنون از دعوتت و اینکه اگر گیر بدی به این موضوعات مثل من زود پیر میشی!
به قول شیرازی ها :
عآمو ولُم بُکُن...!!!!!!!!!!!!!
خروج: این موضوعاتند که به ما گیر می دهند نیک روش عزیز و پیرمان می کنند
----------------------------------------------------------
سلام برادر
من در این زمینه از خیلی جهات شبیه توام تنها تفاوتی که با تو دارم اینه که خیلی وقته جشنواره ها رو ول کردم حتی جشنواره خط سوم رو که دبیرش بودم مثل یه بچه ی نفرین شده به حال خودش رها کردم اونم با کله رفت تو دره و تموم کرد
اگر هم احسان مهدیانی در کار نبود و کارنامه ی مثبت شون هیچ وقت داوری جشنواره علوی رو هم قبول نمی کردم
در طول این مدت وقتم رو برای نوشتن گذاشتم و نتیجه اش جند جلد کتاب بود که اگر هنوز گرم این کارها بودم هیچوقت تموم نمی شدن
تکلیف من وتو رو برادر هیچ جشنواره ای تعیین نمی کنه مگر اینهمه حقمونو خوردن چیزی ازمون کم شده که حالا افتادیم دنبال راه چاره برای جشنواره های آقایون
به قول سایه : سعی کن تو انزوای خودت جوونه بزنی.
یا حق
خروج: اشتباه نشود صالح جان - با (ول کردن) وقتی موافقم که تاثیری هم داشته باشد. نه اینکه منفعلانه و بی اثر باشد.
----------------------------------------------------------
داوری شعردراین دوروزمانه خیلی افتضاح است(البته ازقبل هم بوده) مشکل فقط جشنواره هاوکنگره های شعری نیستند،هرکسی برای خودش سازی رامی زند!!!به قول استادعزیزم دکترشفیعی کدکنی:ادبیات امروزی ادبیات ساندویچی است ،منتقدی که خودش ازشعرسردرنمی آوردوبنابه دلایلی(که من وشماهم خوب می دانیم) نظرهم می دهداین آشفته بازاری رابه وجودمی آورد.فقط کافی است آشنایی داشته باشی آن وقت داورهم می شوی!!!نیازی نیست که نقدبلدهستی یانه!!!به هرحال:این قصه سردرازدارد...
----------------------------------------------------------
با سلام
مقاله خوب شما را خواندم با شما و طرح مذکور موافقم و مثل دیگر دوستان شاهد این ناداوری ها جهت دهی ها اعمال سلیقه ها بوده ام. ولی چیزی که هست اینه که این مسائل در همه ی زمینه ها ورزش اقتصاد سینما و همه چیز خودنمایی می کنه به قول ناصرالدین شاه همه چیزمان به همه چیزمان می خورد! این جهت دهی ها به نظرم هر چقدر قوی به نظر بیاد در دراز مدت تاثیر چندانی نخواهد داشت و سلیقه ی مردم و حافظه ی جمعی است که بهترین ها را در خود حفظ خواهد کرد خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...
----------------------------------------------------------
سلام آقای سنجری
مطلب پرمغز و دردمندانه ای بود
در درجه اول به عقیده بنده جشنواره ای شدن ادبیات شروعی بوده برای این اتفاق و در واقع خشت کجی که در این سال ها گذاشته شده و حالا باید به زور کل خانه رو صاف کرد
هرچند نکات مثبتی هم وجود داره در این جشنواره ها
اما در مواردی(اکثر موارد) که برگزار گننده ها نهاد های دولتی هستند( چه متولی امر هنر و چه غیر از اون) اوضاع خیلی بدتر خواهد بود و توصیه و سلیقه بدجوری مشاهده میشه. اگر فضای نشر(مجلات) بهتری در این زمینه تخصصی وجود داشت و به کارگاه های شعر( نه از نوع فامیلی) و جلسات نقد و آموزش نقد بهای بیشتری داده می شد مطمئنا تبعات اون موضوع کمتر بود
اما این شیوه نقدی که احسان مهدیان عزیز پیشنهاد دادند به عقیده من می تونه تاحدودی امیدوار کننده باشه
چون فضای نقدی باز ی رو برقرار می کنه و مطمئنا اعمال سلیقه ها کمتر خواهد بود.
در نهایت باید بگم قضاوت نهایی به عهده ی زمان و مردم خواهد بود و این عیارها از هر عیاری مهم ترند
موفق باشید
----------------------------------------------------------
سلام با همین انگشت که بر زخم گذاشتی
من هم جزء داوران بوده ام و هم جزء کسانی که در داوری حق شان خورده شده است
اما برای پیدا کردن راه حل نیاز به تامل بیشتری دارد
اول اینکه خود داوری به نوعی سلیقه است بنابراین خود نقد نیز سلیقه ای است و بدیهی ست هر داور زیبایی شناسی خود را برتر بداند .
دوم مگر ما چند رشته ی درسی خاص و مخصوص در زمینه نقد ادبی داریم ؛ اصلا چند واحد درسی می توان نام برد که در رابطه ای خاص ، برای نقد شعر در کشور تدریس شود جز چند کتاب انگشت شمار که آن هم نمیتوان گفت که مقبول تمامی شاعران باشد
سوما هر منتقدی می تواند در نوشته هایش سو گیری داشته باشد بارها هم شاهد این جریان بوده ایم
چهارم همانطور که می دانید نقد ادبی همپای شعر تحول نکرده است چرا که در شعر پویایی و حرکت به گونه است که ابتدا شعر تولید می شود سپس منتقد آن را به نقد می کشاند .
به هر شکل امیدوارم بلاخره این جریان بطور مطلوب حل گردد.
----------------------------------------------------------
سلام امیر جان
بحث خووبیه
به عقیده ی من عموم جشنواره ها و(کنگره ، همایش ، مسابقه) و هر چیزی به این نام که در این سیستم برگزار می شود دولتیست.
اگر موضوعی باشد که تکلیفش مشخص است و اگر آزاد هم باشد که مطمئناً بودجه اش را از سازمانها و اداراتی گرفته که سرو کاری با هنر ندارند و البته نگاه و عقاید این سازمان ها نمود آشکاری در جشنواره خواهد داشت که آن را از دایره ی هنر و عرصه ی زیبایی شناسی خارج می کند.
چیزی که مشخص است سوءاستفاده هاییست که به اسم کنگره و این طور چیزها از شعرا می شود و البته آب در آسیاب این عزیزان ریختن.
البته بسیاری از شعرا این موضوع را در یافته اند و بسیاری هم تنها برای سکه و جایزه شرکت می کنند.
----------------------------------------------------------
سلام امیر سنجوری عزیز
ممنون از دعوتتون ومعذرت بابت تاخیر
این پست محتوایش چیزی برای لذت بردن نداشت که بگویم لذت بردم . تنها لذتی که بود به واسطه ی قلم زیبا و دیدگاهت بود.و بعضی اعترافات صادقادنه که این روزها زیاد پیدا نمیشود. و ممنون.
من تقریبا دو سه سالی می شود که هر از گاهی به بعضی از جشنواره ها شعر می فرستم. بعضی وقت ها شعرم انتخاب می شود و بعضی وقت ها نه. از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان ، به خاطر برنده شدنم خوشحال می شوم. ولی از برنده نشدم هیچ وقت ناراحت نشده ام. زیرا به سلیقه های داوران یا به قول تو روابط داوران احترام میگذارم.
در یک جشنواره ی استانی هم به عنوان یکی از عوامل و کارکنان پشت صحنه ، حضور داشته ام. و کارهایی از قبیل: اطلاع رسانی ، گرفتن شعر ، پیگیری این موضوع که آیا شعر مال خود فرستنده هست یا نه و اصلا مال این استان هست یا نه؟ ، کدگذاری ،خوردن ناهار به حساب دبیرخانه ، نوشتن مقاله برحسب موضوع جشنواره ، ویراستاری مجموعه ی شعرهای دوره ی قبل ، گرفتن مقاله و مصاحبه از اساتید و در پی آن چاپ نشدن جنگ ها و مقاله ها و شرمندگی من از آن اساتید ، را بر عهده داشته ام.
طی این سالهای نه چندان پربار ، ذهنیتی که من از روند اجرایی جشنواره ها پیدا کرده ام ،تقریبا چیزی شبیه به این مواردی است که عرض می کنم:
1-شعر ها به دبیرخانه ها ارسال می شود. توأم با شعرها ، نام هایی نیز ...
2- مرحله ی مقدماتی داوری است . تعدادی شعر بالا می آیند به اضافه ی نام های مألوف ذکر شده که این مرحله رو سالها پیش طی کرده اند.
البته نام هایی هم هستند که برای عوامل کنگره ، مشمئز کننده و بالا آورنده هست و طبیعتا با کمال خونسردی سهم زباله دان دبیرخانه میشوند.
3- مرحله ی کذایی کد گذاری است و تحویل شعر به داوران اصلی. و نیز تماس هایی ویژه با نام هایی ویژه که نور چشمی هستند و رد وبدل مکالمه هایی مانند: هنوز دیر نشده. دست خودمونه. تو چی کار داری ، شعرتو بفرس ، کفرمو در میاری هااا و ...
تبصره برای 3: بعضی وقت ها نام شاعرانی که بعنوان راه یافتگان به مرحله ی نهایی اعلام شده ، شعرشان (البته با همان کد گذاری کذایی) هرگز به دست داور نمی رسد
4- شعر و نام ها کدگذاری شده و دست چند داور با سلیقه های(به قول تو روابط) متفاوت رسانده می شود.
تبصره برای4: البته به خاطر اینکه داوران دارای سواد بسیار و در سطح تیم ملی هستند ، اختلاف سلیقه ها جزئی است. مثلا یک داور به شعری نمره ی 95 می دهد و داوری دیگر به همان شعر 25.
5- داوری شعرها و نام ها تمام شده است. وقت اعلام نتایج و اسامی است. حساس ترین و حیاتی ترین مرحله برای دبیران اجرایی و علمی و احیانا داوران.
یک سری شعر خوب و یک سری نام خوب روی میز هست.
باید کاری کرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب.
نام های موجود قطعا در لیست نهایی وجود خواهند داشت. برای جاهای خالی در لیست از شعر های موجود استفاده می شود. اگر جا نبود تقدیر می شوند و اگر آن هم نشد ، باکی نیست. واژه ی مقدس حذف و خوردن حق ، طوری که آب از آب تکان نخورد ، برای همین مواقع است. به همین سادگی و زیبایی.
تبصره برای همه ی موارد:
می توانیم در این فرایند ، برای نام ها ، مترادف هایی مانند: مانکن ها و غیره هم بیاوریم.
.
البته ذهنیت های دیگری مانند سالم برگزار شدن کنگره ها نیز دارم و نباید بی انصاف بود. ولی به قول معرف : النادر کالمعدم.
شرمنده که اطاله ی کلام شد. بدون دادن پیشنهاد و راهکار . ولی فکر میکنم حرکت وبلاگ هجوم و کار آقای احسان مهدیان و دوستانشان امیدوار کننده باشد. مثلا می توانیم با استقبال از این حرکت و کارهایی از این دست (که می تواند به ادبیات امروزمان تلنگری بزند) و متوسل شدن به اندکی سعه ی صدر برای ندیدن ضعف های اولیه کار ، دوستان را کمک کنیم. حداقل به خاطر ادبیات.
.
یاحق
خروج: مواردی که برشمردید مانند پیشنهاد مفید بودند مهدی جان - ممنون از نظرت
----------------------------------------------------------
سلام
به نظر من در بیشتر موارد داوران مهربان به جای داوری خود شعر ابتدا شاعر را مورد قضاوت و نقد قرار می دهند که بسیار قابل تعمق است...بارها مشاهده شده که عزیزی و مهربانی صرفا به خاطر اینکه تیپش جالب نبوده و دماغش کج بوده و یا ...مورد بی مهری قرار گرفته البته قصد جسارت ندارم فقط نظر شخصی خودمو گفتم...و در این بین به دلیل حرمت شکنی بسا چهره های شاخص شعر امروز ما در انزوا به سر برده و حتی میلی به چاپ آثار خود نیز ندارند...یک دوست در یک جشنواره شرکت کرده بود...چند روز قبل از اعلام نتایج به یکی از داوران زنگ زد و گریه کرد که لطفا منو اول کنید و اول شد...روز دیگر دوستی دیگر به یکی دیگر از داوران زنگ زد و گفت من دوست ....هستم لطفا منو اول کنید...روزی دیگر یکی از دوستان داور زنگ زد و گفت لطف کن اون ...رو اول کن....هنگام بازبینی اشعار نیز یکی دیگر گفت این یارو اصلا آدم خوبی نیست..گفتند شعرش که خیلی قوی و خوبه... گفتند آخر وقتی ما را می بیند سلام نمی کند.و احترام نمی گذارد...شعرش را رد کنید لطفا....در همین گیر و دار ...محترمی به داور زنگ زد..صدای نازکش را به راحتی می شد شنید و....باشه عزیزم حتما...چشم.......
؟!؟!؟!؟!
----------------------------------------------------------
سلام
خوبه که با این همه ناملایمات هنوز دغدغه ی بعضی ها مثل امیر سنجوری درست شدن این اوضاعه
باید دید چقدر دوام میارید در پا فشاری بر دغدغه ی عاشقانه تون
که شعر دغدغه ی عاشقانه ی من نیست!!!
خونده بودم قبلاً ولی نظر نداده بودم حالا می گم:
خوب نوشتی
استفاده از عکس های دوستان خیلی ایده ی عالی و خوبی بود
خصوصاًعکس مرتضی پارسا!!!!!!!!
با فونت ها و رنگ ها خیلی موافق نیستم
و اینکه همه ی حرف های هر کسیو که نظر داده بنویسی هم جالب نیست
کفرم در اومد تا همه وبتو خوندم
اکثراًیا تعارف تیکه پاره کردن یا حرفاشون تکراریه. از بین دوستانی که نظر دادن یا برداشتی از خودت بنویس یا قسمت ها و جملات ارزشمندشون رو انتخاب کن
توجه کردی که من درباره ی اصل موضوع حرفی نزدم
خب اگه چیزی می گفتم می شد همون تکرار مکررات یا تعارف تیکه پاره کردن
شما و اساتید دیگه همه ی حرفا رو زدید
به امید دیدار
دلم شعرای جدیدتو با صدای خودت می خواد
به محض تموم شدن کارای پایان نامه م (و قبل از اعزام به خدمت) میام بهت سر می زنم
خروج: درج تمام متن نظرات بدون دخل و تصرف بدلیل رعایت امانت بوده است و شاید هم حق با شما باشد. اگر می خواستم فقط نکات مهم و برجسته ی حرف های دوستان را جدا کنم باید می شدم (مفسر) و (تحلیل گر) و یا شاید سانسورچی!
اینها هم اگر بشود اسم بعضی هایشان را (تعریف) گذاشت از من نیست. از این جریان و این فکر است .
----------------------------------------------------------
امیر عزیز سلام
خوب مقاله ی نسبتا جامعی بود
اما کاش می شد با مقاله ای اوضاع اسفناک روابط انسانی رو که روز به روز بین اصحاب ادب رو به اضمحلاله سامان داد. شاید به خاطر اینه که هر کسی به جای کار ادبی کردن سعی داره با پاپوش درست کردن برای این واون خودش ومطرح کنه.
هیچ چیز خوب نیست هیچ چیز ومن از این بابت خیلی غمگینم.
اوضاع کنگره ها که جای خودشو داره. اشعار موضوعی-ژست موضوعی- روابط موضوعی!
باور کن آقای سنجوری من چند کار برای ائمه ی اطهار دارم که در حالاتی جوششی وبدون پیش زمینه گفتم واز بهترین کارهام بودند چون خودم با نهایت خلوصم سروده بودم نه با خواندن کتابی از امام حسن نه پیش زمینه ای نه سکه ای وحتی برای هیچ کنگره ای هم ارسال نکردم. چون ارزش اون کارها رو بالاتر از اینها می دونستم.
و اینکه از کنگره ها نفرت دارم همون روابط دیکته شده است که بر جو حاکمه که به عینه دیدم که فلان شاعر با مدیر کنگره تماس گرفته واز او خواسته که شعرشوبرای جایزه انتخاب کنه واون طرف هم از روی روابط دوستانه با طرف ویا...پذیرفته.
اوضاع اصلا خوب نیست
من هم مثل همیشه به عاشقانه هایم مشغول میشوم شاید در کنگره ها روزی به این مهم هم بپردازن
خروج: اتفاقا" متاسفانه کارهایی که از سرخلوص باشند بیشتر مورد تهمت و حمله قرار میگیرند . فضای کنگره های مناسبتی هم آلوده تر است چون علاوه بر ناداوری مسئاله ای بنام عدم تخصص هم ضمیمه می شود. غالبا" اهالی برگزار کننده ی کنگره های مناسبتی به جای ادیبان و صاحبنظران تشکیل شده است از مداحان و مسئولین عقیدتی ارگان های دولتی و کسانی که بویی از شعر نبرده اند و این باعث ایجاد جو بدبینی نسبت به ادبیات آئینی شده است
----------------------------------------------------------
سلام جناب آقای سنجوری
آن راکه به دل زعشق مهتاب افتد
کی ازبدوبیم خلق درتاب افتد
بنگرکه بقدرذره ای ترنشود
گردامن آفتاب درآب افتد
علاوه براینکه مطالب زیبایی نوشته اید که خودآن هم یک نقدبودودرواقع نقدنقد که هم ذوق وهم علم بسیاری می طلبدوکارمن وشمافقط قلم فرسودن خواهدبود .
نقد همیشه بریک تئوری استواراست ودر این هرج ومرج هم که هرکسی می خواهد چیزی بگوید بنام نوگرایی ، مدرن ، پست مدرن و... بنظرمن نگرانی شمابی مورداست شمابیش ازآنکه نگران نقدوداوری باشیدبایدنگران آثارتولیدشده باشیداگرفردیت است که نبایدعمومی شودواگرعمومی شدپس هرکس برآن زخمه ای خواهدزد .
درثانی ازهیچ منتقدیانظریه پردازیاهر چیزدیگر در هیچ کجای جهان مجسمه یادبودی نساخته اند . ادبیات یاهرهنردیگر بدنبال کشف یا اختراعی نیست که درآزمون نمره ی قبولی یامردودی بگیرد . هنرهنراست وقرارهم نیست همه یکجوردرآن فکرکنند و قرارهم نیست مثل هم نیندیشند خودمنتقدهم البته اگردرایران باشدنقدو نقادی را اینقدرمهم نمی داندکه شمابعنوان یک شاعروهنرمند میدانیدولی مشکل درست زمانی آغازمی شودکه ماهمه ی علوم رایک تخصص می دانیم اماادبیات رانه ! ... (کامنت نیمه تمام)
----------------------------------------------------------
...گفتنی ها را دوستان به تفصیل پرداخته اند و انصافن از عهده ی آن و در تکمیل مطلب هم بر آمده اند .
حرفهایی از این دست زیاد گفته می شود و خوب می دانیم ؛ جسته گریخته یا کاملن واضح به گوش آنانی که باید برسد هم می رسد ولی تغییر از آن نوع که باید باشد ؛ انجام نمی شود ؛ چرا که مستلزم یک ساختارشکنی کلی است واین خانه از پای بست ویران است !!!!!
همینطور ؛ در صحبت های نه چندان مستمر همیشگی ؛ به این نتیجه رسیده ایم که از ماست که بر ماست والا همه چیز می تواند بجز این باشد .تنها در این میان چیزی که لطمه می خورد کلمه است و روح کلمه .
نمی خواهم حرف به درازا بکشد ؛ تنها از شما تشکر می کنم بخاطراهمیتی که این مقوله برایتان دارد.اینگونه نوشتن ها حتی اگر تلنگری باشد ؛ ارزشمند است .
با احترام
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
----------------------------------------------------------
سلام آقای سنجوری
سپاس از دعوتتون
مقاله ی بسیار خوب و پرمحتوایی بود
متاسفانه در کشور عزیز ما اینگونه مسائل اجتناب ناپذیره
فکر می کنم همه ی ما حداقل یک بار از این به اصطلاح جشنواره های دولتی ضربه خورده ایم
البته جشنواره های آزادی هم در سطح کشور برگزار میشه که به حق دلسوزانه و برای پیشرفت ادبیات صورت میگیرد و باید از آنها حمایت کرد
به امید روزی که دیگر شاهد این حوادث نباشیم...
سبز و آزاد باشید
خروج:ممنون - جشنواره های آزاد هم آلوده شده اند - زاگرس و ایوار را داشتیم پارسال که در افتضاحات داوری سنگ تمام گذاشتند و متاسفانه (به نظر من خوشبختانه) چهره ی واقعی یکی دو نفر که تا آنروز فکر می کردیم کناره گیریشان برای حفظ حرمت ادبیات بوده است برملا شد . آقایانی که داعیه ی صاحب سبکی داشتند و پیشوند (پدر شعر فلان ...) را دنبال خود می کشیدند و به سکه ای خرید و فروش شدند.
امان از اعتیاد...
----------------------------------------------------------
سلام آقای سنجوری
واقعا چه باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه باید کرد وقتی چند ماه روی یک شعر زحمت می کشی و از هر زاویه شعر خودت نقد می کنی تا بهترین باشه و برای جشنواره ای می فرستی و مطمئنی که زحمتت هدر نمی دهند /همین امروز خبر دار شدم که شعرای من در جشنواره دفاع مقدس کشوری جز 110 نفر دعوتی به شیراز هم نبوده نمی تونم بگم چه حالی شدم اما شما در سایت ماه مگ این دو شعر را بخوانید و از منتقدان کمک بگیرید که این دو شعر را نقد کنند من حاضرم خودتان قضاوت کنید انوقت حال منو می فهمید که باورم نمی شه ..../واقعا برای داوری ها متاسفم و اونقدر ناراحت که که می دانم اینها خیلی از استعداد ها را ویران کردند .کی عذاب وجدان سراغشون بیاید خدا می دونه/ به هر حال از شما ممنونم چون خوب روزی کامنت گذاشتید و تو شرایط انزجار و نفرتی که به من دست داده کمی با مخاطبان درد و دل کردم در اخر امیدوارم یک روز بیاید که دست های پشت پرده را رو کند ما که نه نفوذی داریم نه کسی را می شناسیم که یاریمان کند
شما امیر عزیز از این منتقدان که چهره هاشون همیشه مشخص دعوت کن بیایند و نظرات دوستان بخونند شاید خجالت کشیدند همه شدند داور!!!!!!!!!!!!
خروج: باور کنید دعوت می کنم اما می آیند و نظر نمی گذارند . در هر صورت مطمئن هستم (و باشید) که می خوانند چون وبگذر نصب کرده ام آدرس ها را چک می کنم .
در مورد دفاع مقدس گفتی.... اصلا" انگیزه ی ایجاد وبلاگ "خروج" کنگره ی دفاع مقدس بود عزیر من !. در استان اصفهان و فارس معترض زیاد داشت و دوستان هم انصافا" خوب پوشش دادند . مقاله ای در دست تهیه دارم برای بررسی کنگره هایی که دو سال است برگزار نشده اند یا ضعیف برگزار شدند از قبیل فجر (خیلی ضعیف و بی سر و صدا) - شبهای شهریور (پارسال ضعیف و امسال تعطیل) - دفاع مقدس (ضعیف) و...
به کمک دوستان حتما" به این کنگره ها از جمله دفاع مقدس که شما فرمودید خواهیم پرداخت.
----------------------------------------------------------
سلام و تشکر از دعوت...
فکر کنم استفاده کردم...آسیب شناسیتون رو در کنار راه کارهای دوستان دیگه تحسین می کنم...امیدوارم وضعیت مضحک فعلی ادبیات کشورمون دست کم به وضعیت معمولی تبدیل بشه!
خروج: از اینکه راهکارهای دوستان انقدر موثر بوده است خوشحالم. آنچه شما فرمودید جای خرسندی دارد. از حضرتعالی هم ممنونم
----------------------------------------------------------
احترام مطیعی(ری را در اینترنت):
یادم میاد یکی از داوران می گفتند"شعرت خیلی قوی بود اما خوب... داوری نسبی و سلیقه ای هست دیگه!!!"
وقتی در جشنواره ای 3 تا شعر خونده می شه و یک مداحی و به 15 نفر باشعر نخونده جایزه می دن دیگه درباره ی داوری حرف زدن نداره!
اما اگه واقعن قضاوت بر عهده ی منتقدین اهل فن که فرق بین شعر واقعی و آنچه که امروز شعر نامیده می شه(که موضوع و نام شاعر و روابط و... چارچوب اصلی در اونهاست) گذاشته شه فکر می کنم حق بعضی شعرهای زیر یوق مونده احقاق شه.
پاینده و پر حضور باشید
١- دوستانی که نظر خصوصی می گذارند (که تعدادشان ماشاالله کم هم نیست) غالبا" در متن نظرشان چیزی که برای انتشار نامناسب باشد نمی بینم یعنی نظرشان به راحتی قابل درج است اما نمی دانم چرا خصوصی نوشته اند. اگر مایل هستند اجازه دهند نظراتشان را درج کنم یا اگر از آوردن نامشان در این وبلاگ ابایی دارند میتوانند با قید (نام محفوظ) این جازه را صادر فرمایند.
با ارادت- امیر سنجوری
نظرات ()