خروج

اولین و تنها وبسایت تخصصی نقد کنگره های شعر

 
نامه سرگشاده شاعران آزاد ایران به محمدعلی بهمنی
نویسنده : امیر سنجوری - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧
 

 

 

جناب آقای بهمنی

 

ما شاعران آزاد ایران اسلامی عزیز با توجه به مسائل پیش آمده در چند کنگره اخیر کشوری و ناعادلانه بودن قضاوت های شعری از شما درخواست داریم با ناداوران همداوری نکنید . قبول داوری کنگره هایی از قبیل شبهای شهریور و زاگرس و ... حتی چند کنگره محلی از قبیل شعر الغدیر خمینی شهر اصفهان که نمونه های بارزی از وضعیت تاسف برانگیز حق کشی و کسب اعتبار عده ای در سایه نام شما در کنار خود هستند و حضور شما در کنار داوران(بخوانید ناداوران) مغرض باعث عدم اعتماد به شما و تصور کنگره ای شدن و سکه ای شدن شما شده است.

" بر این اساس  برای ماندگاری در قله ای که در حال حاضر به نام خودتان در ادبیات ایران ثبت کرده اید  درخواست عدم پذیرش داوری کنگره های شعری از این دست در کنار نا داوران را از ما بپذیرید ."

ما شاعران آزاد ایران اسلامی با کامنت گذاشتن در این وبلاگ این نامه را امضا کرده و تائید می کنیم.

 

 

شاعران آزاد  ایران اسلامی

 توضیحات:

١- مدیریت وبسایت قادر به انعکاس نظراتی که فاقد آدرس الکترونیکی یا وبلاگ باشند نخواهد بود

٢- هرگونه اهانت و کامنت های مغرضانه برای جناب محمد علی بهمنی علاوه بر اینکه برای هیچکس پسندیده نیست باعث انحراف این اعتراض از مسیر اصلی خود خواهد بود

٣- این وبلاگ توسط گروهی از شاعران معترض (که همگی دارای عناوین مختلف ادبی در سطح کشور و استانهای خودشان هستند) تاسیس و مسئول آن "امیر سنجوری" است- اعتراض ما مخفی و قایم باشک بازی نیست!

۴-در مدت کوتاه راه اندازی این حرکت کامنت های بسیار توهین آمیزو حتی تهدید آمیزی دریافت کرده ایم که همگی بی نام و نشان بوده و مهر تائیدی بر ادعای "مافیای ضد ادبی" هستند

 

 

 ۵-کسانی که برای مزاحمت و توهین به این سایت مراجعه می کنند توجه داشته باشند که با هر کامنت یک گام ما را در ارائه آمار تائید کنندگان این نامه یاری کرده اند- دستشان درد  نکند

۶- این فقط یک اعتراض است نه هیچ چیز دیگر - کامت های بی ارتباط با این موضوع حذف خواهند شد فقط اگر موافق یا مخالف هستید با توضیح و دلیل بیان کنید که کمکی به ما و خودتان کرده باشید

٧- احتیاط کنید چنانچه در این سایت کامنتی دال بر تائید این نامه  بگذارید دیگر در هیچ کنگره ای برگزیده نخواهید شد و مثل آقای سنجوری در حالی که تلفنی از برگزیده شدنتان در کنگره ایوار مطلع شده اید ناگهان در وبلاگ این کنگره میبینید اسمتان حذف شده است!

از ما گفتن!!

با تشکر

 

 

نظرات شما :

 

 

 موافقم
ای کاش همه موافق باشن

نویسنده:
ندا سلیمی

 

 

---------------------------------------------
حضور من اینجا به منزله تایید نیست!
برعکس مخالفم
کاری به بازی های جشنواره ای و همچنین به نظر دیگران ندارم ولی میخوام بگم استاد شانشون خیلی بالاتر از این حرفاست که اینجوری بخواین براشون تصمیم بگیرید یا چیزی گوشزد کنید...ایشون با این همه تجربه بهتر میدونن چه کاری خوبه و چه کاری بد!
بهرحال موافق نیستم
خدانگهدار

 

نویسنده:
کسری صدیق شجاع

   [http://www.aahbaran.blogfa.com/]

به دلیل نداشتن شناخت از جوهره ی اصلی این حرکت و ندونستن اینکه انتهای این مسیر به کجا ختم میشه،از در مخالفت در اومدم و بر حسب قضا نظر من هم اولین نظر نمایش داده شد.اما تو این روزایی که گذشت کسی از دوستان نبود که به اینجا سر زده باشه و نظر من رو دیده و بنده رو مورد عتاب قرار نداده باشه که سوگلی آقای بهمنی هستی و سینه چاکش!!غافل از اینکه بنده غیر از یک مرتبه اونم از بین خیل جمعیت، جناب بهمنی رو دیدم نه باهاشون صحبت کردم .
باری خلاصه اینکه چون  روز اول نمی دونستم این نامه ی سرگشاده به دست کدام پست چی و به کدام آدرس ختم خواهد شد خواستم ترمز قطاری از بی ادبی و بی حرمتی جانب دارانه و متعصبانه به یکی از افسانه های زنده ی شعر امروز(دقت کنید فقط شعر و نه داوری!) رو بکشم و همون اول مخالفت کردم.وگرنه دوستان من هم به زیادی شور شدن این آش و از زه در رفتن این ماجرای داوری و مخصوصا کارهای استاد بهمنی واقفم.
حالا که بانی بودن آقای سنجوری آگاه شدم و همچنین از حضور دوستان کارکشته و اسمایی که باید حالا حالاها شاگردیشون رو بکنیم مطلع شدم و از سالم بودن حرکت اطمینان پیدا کردم،حقیر هم گراف می کنم.
دم شما گرم
نفستون حق  

 

 

نویسنده:
کسری صدیق شجاع

 

-------------------------------------

سلام دوست عزیز ...
بنده از معترضان  جشنواره زاگرس بوده ام ...و کوتاه هم نمی آیم ...بهمنی هم آدم است و اشتباه میکند....این اولین باری است که به وبلاگ شما می آیم ...  و... نفرین به دنیای مجازی...

به هر روی با تهدید کردن دوستان اصفهانی بشدت مخالفم ...  بگذارید اتفاقی بیفتد بعد قضاوت کنید ....
با این کارها اعتراض ها را هم بی ارزش می کنید ....  من با متن نامه شما موافقم ... اما تثاضای من این است هر کامنتی را  تأیید نفرمایید....
 

 

نویسنده:
حیدر میرانی - شعر ایلام

 

 [http://shereilam.persianblog.ir/]

 

--------------------------------------

 

سلام
موفق باشید
من به روزم
نویسنده:
محسن پورهاجریان

   [http://www.specialman.blogfa.com

 

-------------------------------------

هدف جناب بهمنی - استاد مسلم همه ی ما - کاملا خیره و در این هیچ شکی نیست که برای تغییر دادن وضعیت اسفناک جشنواره هاست که همه جوره دارن تلاش می کنن. بدون هیچ ادعایی. ولی متاسفانه داره به شدت از بزرگواری های ایشون سوء استفاده میشه و نه فقط یک سری جشنواره ی معلوم الحال بلکه حتی جریان های کثیف مافیایی هم برای کسب وجهه از حمایت های ایشون از نوگرایی استفاده کرده اند و میکنند.
امیدوارم و عاجزانه ازشون می خوام که بیشتر از این همچین اجازه ای رو به کسی ندن.
ضمنا من نمیدانم چرا این دوستانی که در روزها و هفته ها و ماه های اخیر اینقدر بد و بیراه نثار جشنواره ی فلان و بهمان میکنند چرا به جای شرکت در کلیه ی جشنواره ها و بالا بردن سطح کیفی آنها (!) چند روزی این جشنواره ها رو تحریم نمیکنند؟
شاید کارگر افتاد!

 

نویسنده:
مونا زنده دل

 

 -------------------------------------
حرکت خوبیه عزیز اما به نظر من خود آقای بهمنی هم از قاعده ی اونایی که گفتی مستثنی نیستن! اگه قبول نداری یه نگاه عمیق تر به داوری های چند سال اخیر بنداز ..

 

نویسنده:
خدایگان

 

 

 -------------------------------------
چند روز پیش همین صحبت رو شفاهی به استاد گفتم ولی خودمونیم خوب همه مون رو به بازی گرفتن

 

نویسنده:
عبدالحسین انصاری

 

-------------------------------------

 

وقتی آن سخن تاریخی را از جناب بهمنی شنیدم که: آن سه شانس آورده اند که تنها بوده اند و ما نبودیم در زمان ایشان! (که منظور از آن سه، شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز بود) دریافتم که ایشان را باید تمام شده دانست. وقتی شاعری ( در هر اندازه‌ای) از شر بی حرفی - بی شعری - به حاشیه می زند یا به شیوه‌ی ایشان به حاشیه پناه می برد، عاقبت‌اش شاهنامه‌ای‌ست بی شعر.
خدایش بیامرزد
نویسنده:
لیلا دیرباز

 

 -------------------------------------

 

منم امضا می کنم
نویسنده:
ممد
 

 

-------------------------------------

جناب بهمنی بنده با تاسف اخبار ضد و نقیضی در باره ی شما می خوانم که همه حمل بر واقعیت مطلب دارد برای نام خود و ادبیاتی که میراثخوارآنیدکاری کنید.خدا را شکر می کنم که شما به لحاظ مالی در استطاعت معقولی به سر می برید و دلیلی بر حق کشی و نا داوری شما بر علیه جوانانی که روی نامتان قسم می خوردند نمی بینم .هم پیالگی با مافیای ضد ادبی برای کوتوله هایی که شعرشان به معر تبدیل شده برای شما بسیار دون پایه است.عزت و احترام خود را به تلنگری از دست ندهید .این مردم همانطور که شما را دوست دارند به توسط همین جوانانی که نامشان را به راحتی قلم کشیده اید می توانند دیگر دوستتان نداشته باشند  و حتا متنفر هم بشوند از شما.هزار هزار دوستتان داشتم ولی تا پاسخی از شما دراین باره نشنوم این دوست داشتنها تبدیل به نفرت خواهد شد.شما پاسخگو باید باشید.من هم داوری این نسل را انجام داده ام اما به ولله که نام جلاله است هرگز جرات قلم کشیدن بر شاعری و ورود ناشاعری را نکرده ام لیکن شما چه طور توانستید این طور ناعادلانه و سنگدلانه تن به خواسته آن  آغایان بدهید.منتظر جوابیه شما در مطبوعات هستم.بیایید و افشاگری کنید .پاسخ حق این جوانان است.

 

نویسنده:
علیرضا عاشوری رودپشتی

 

 -------------------------------------
چرا تا زمانی که قیصر زنده بود "جناب استاد بزرگ و برجسته محمدعلی بهمنی" اینگونه برای داوری سر از پا نمیشناخت؟ بیشه از شیر خالی است...
اگر داوری خوب بود حسین منزوی و قیصر امین پور . منوچهر آتشی و... هم داوری می کردند!

 

نویسنده:
رویا
  [www.amyam_1387@yahoo.com

 

-------------------------------------
سلام
بنده این نامه را امضا می نمایم
کما اینکه با رای خ.زنده دل در تحریم اینچنین جشنواره هایی موافقترم
امیرجان شما که خودتان اهل دلید بچه ها را از ماهیت جشنواره ها مطلع بفرمایید
تا فریب اینان را نخورند
ضمناَ تقدیر و تشکر بنده را نیز پذیرا باشید
با سپاسگل

 

نویسنده:
(چشمان ناچار)محمد مهدی یارجانلی

 

  [naghmeye_nisti@yahoo.com]  [http://dankseason.persianblog.ir]

 

 

 -------------------------------------

 

 

 

با احترام :


"امضا"

محمد رضا نامدارپور     (هیوا)

  [http://www.shorshor.blogfa.com]

 

 

-------------------------------------

 

 

تائید
نویسنده:
ایستگاه شعر

   ------------------------------------

سلام
با خیلی از نوشته هاتون موافقم واین برای امضا کردن کافیه
با چند نکته:
هنوز آنقدر دچار پارانوئیا نشدم که به استاد بهمنی عزیز توهین کنم
وحق استادی ایشان به کل ادبیات امروز
و چندین وچند سال عمر با ارزش صرف ادبیات کردن ایشون ونادیده بگیرم
اما دلم پره از دیدن تناقضات
با مونا زنده دل موافقم که:
ولی متاسفانه داره به شدت از بزرگواری های ایشون سوء استفاده میشه و نه فقط یک سری جشنواره ی معلوم الحال بلکه حتی جریان های کثیف مافیایی هم برای کسب وجهه از حمایت های ایشون از نوگرایی استفاده کرده اند و میکنند.

امیدوارم و عاجزانه ازشون می خوام که بیشتر از این همچین اجازه ای رو به کسی ندن.
ضمنا من نمیدانم چرا این دوستانی که در روزها و هفته ها و ماه های اخیر اینقدر بد و بیراه نثار جشنواره ی فلان و بهمان میکنند چرا به جای شرکت در کلیه ی جشنواره ها و بالا بردن سطح کیفی آنها (!) چند روزی این جشنواره ها رو تحریم نمیکنند؟
شاید کارگر افتاد!

من دست ایشون ومیبوسم وخواهش میکنم اجازه ندن از اسم بزرگشون سوئ استفاده بشه

موفق باشید دوستان
یا علی
نویسنده:
مریم حقیقت

   [http://haghighat2058.persianblog.ir]

  ------------------------------------------------

 

سلام !
با تمام احترامی که برای جناب بهمنی قائلم  ولی اعتقادم این است که  از بس شاعر قوی نداریم  فکر می کنیم ایشان قطب بی بدیل غزل اند در حالی که بامداد عزیز علی رغم اینکه سه دهه بر ادبیات ایران سایه افکنده بود وتنها کاندیدای جایزه ادبی نوبل در ایران به شمار می رفتند یا سیمین با همه بزرگی اش یا جناب منزوی  ویا استاد فقید آتشی هرگز تن به این بچه بازیها نمی دادند.
تاریخ بی رحم تر از آن است که نام شاعران خود خواه را به خاطر بسپاردگل
نویسنده:
مهتاب بازوند

  [http://mahtabpazand.blogfa.com]

 ---------------------------------------------------------

 

تایید نکنید لطفا
.
سلام
ممنون از پاسختون
و ممنون که شفاف و بدون ترس عمل میکنید
ولی منظور من شاعران فلان یا بهمان نقطه ی کشور نبود...کلا تازگی یک جورهایی انگار مد شده که همه - ااز پست مدرن تا کلاسیک - توی هر جشنواره ای که برگزار میشه با سر شرکت میکنند و وقتی نتایج اعلام میشه راه می افتند و فریاد «وا اسفاه» سر میدن و میشن منتقد جشنواره ها و ...
در حالیکه کاملا مشخصه که مشکلشون فقط برگزیده نشدن خودشونه.
و البته  حساب این نامه ی سرگشاده از اون هوچی گری ها کاملا جداست.
مراقب باشید افرادی که فقط دنبال عقده گشایی های شخصی اند از هدف مثبت شما سوء استفاده نکنند.
موفق باشید.
نویسنده:
مونا زنده دل - تایید نکنید لطفا

 

 

   [zendehdel_mona@yahoo.com]  [http://untold.persianblog.ir

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------

سلام
ا- با تمام مخالفتم با فجایع اخیر ادبی ( کنگره ها) به نظر داوران احترام می گذارم
2- شعر بهمنی بسیار دوست داشتنی است وعلت علاقه ی ما به او ظاهرا ً (شعر بهمنی ) است نه چیز دیگر .
3- تمجید هرچه بیشتر یعنی تمسخر بیشتر
وقتی که می دانند ومی دانم که قابل نیستم
4- بهمنی ، خواسته یاناخواسته مهر تایید، وتوجیهی  شده است بر همایشهای ادبی .
این در شان او نیست .
5-بهمنی جان ! بگذار خاطره ی فقط یک غزلسرای موفق معاصر در ذهنمان باقی بماند نه غزلسرا ... و داور ... و بهداشت و درمان وغیره ...
6- این تقاضاست از ایشان ونه تعیین تکلیف ... که ایشان خود بهتر می دانند.
نویسنده:
مرتضی پارسا
 
---------------------------------------------------
سلام
تا جایی که مشخص است و همه دیده ایم به جز اندکی از آقایان سکه بگیر هیچ کس دیگر از این جشنواره ها راضی نبوده است
این به مفهوم پایین بودن سطح ادبی کنگره ها نیست اما آنچه واضح است این است که
چرا دقیقا" یک سال است این نارضایتی ها شروع شده؟ و چراسالهای قبل افرادی که در کنگره ها حذف می شدند به این بلندی فریاد نمیزدند که حتی یک وبلاگ درست کنند؟ این اولین بار است- قبلا" کجا و کی سابقه داشته که معترضان وبلاگ تاسیس کنند؟چون حذفیات امسال خیلی تابلو و واضح و فجیع بود

اینکه فعلا" دور دور دولتی ها و ایادی نان به نرخ روز خور حوزه هنری و ارشاد است شکی نیست اما شاعرانی که امسال به عنوان بهترین شعرای ایران با مقام معظم رهبری دیدار کرده بودند هم حذف شدند؟
آخر این ها مرامشان چیست؟
خانم فلانی "دختر فلان شاعر فقید"- آقای بهمانی "شاگرد استاد ..." آقای چیز " دفتر دار خانه شاعران ..." و دیگران چند شعر مردم پسند و منتقد پسند داشت اند که ما نشنیده ایم؟ چرا این برگزیدگان شعرشان منتشر نمیشود در کنار شعر آنهایی که حذف شده اند؟ جز این است که اختلاف شعر و ناداوری آقایان رو خواهد شد؟
نویسنده:
متولد تیر
 

 -----------------------------------------------------

سلام
حرکت شما قابل تقدیرو حتی ستایش است که برای اولین بار با تاسیس این وبلاگ توانسته اید تقیرببا" به طور گسترده ای صدای اعتراض مشروع خودتان را به گوش اهالی ادبیات کشور عزیزمان برسانید

من شاعر نیستم اما با توجه به مطالعات و حضوری که در فضای ادبی دارم کاملا" با شما موافق بوده و شان استاد محمدعلی بهمنی را بسیار بالاتر از این میدانم که کنار نوه نتیجه های خود(داورکان و ناداوران کوچک)  بنشینند و داوری کنند
بهتر است ایشان هم مثل بزرگانی چون مرحوم امین پور و منزوی و آتشی و حتی بزرگانی که در قید حیات هستند مثل بهمن رافعی قاطی این بازی ها نشوند تا آبرویشان بیشتر از این نبرود
به نظر من ایشان اگر وجودشان را در شب شعر ها و جلسات صمیمی نقد و گفتگو برای شعر در اختیار جوانان قرار بدهند خیلی بیشتر و بهتر به شعر جوان کشور کمک خواهد شد

با تشکر از شما
نویسنده:
محمدرضا اسلامی
 
----------------------------------------------------------------------
 عرض سلام و خسته نباشید
جناب آقای سنجوری
اگر به خاطر داشته باشید در سال 81 زمانی که مرحوم امین پور در قید حیات بودند با هم در کنگره شعر جوان کشور مستقر بودیم و یک شب در همین مورد بحث میکردیم
اگر یادتان باشد با مجید اجرایی و کمال رستمعلی اختلاف نظر داشتیم که چرا استاد امین پور داوری نمیکنند که شما فرمودید بهتر است نکنند و ما میگفتیم باید این کار را بکنند
اما فقط این را بگویم که حالا فهمیدم خیلی خوب است که کسانی که در غزل امروز اسم و رسمی دارند داوری نکنند
چون باعث بروز چنین حرف و حدیث هایی خواهد شد
استاد بهمنی دیگر برای من یکی استاد بهمنی نیستند- برای من یک غزلسرای خوب هستند اما دیگر اسطوره نیستند
نویسنده:
عبدالعلی خامهر
--------------------------------------------------------------------
امیر جون- مهدی- رضا- محمد حسین و ...برو بچه های عزیز سلام
خیلی از این آقایان تا یکی دو سال قبل رقیب ما بودند یعنی مثلا" در فلان کنگره هم اسم آنان بود هم اسم ما
نمیدانم چه شد یهو که اینها با سی و چند سال سن شدند داور و شروع کردند به حذف رقبای دیرینه مثل ما و انتخاب نوچه های خودشان
همانطور که گفته بودی به وبلاگ آقای (....) که داور است رفتم بیشترین کامنت های قربون صدقه ای مثل (سلام استاد به وبلاگ من بیایید لطفا" ) و (ای کاش شما شعر منو نقد کنید وگرنه با شکست ادبی مواجه میشم!) و (میمیرم براتون استاد...) زیاد بود همه هم با نا افرادی آشنا مثلا:
نفر دوم  شبهای شهریور- نفر برگزیده ایوار لرستان - نفر برگزیده زاگرس- نفر منتخب بندرعباس و... اما نمیدانم چرا فقط و فقط بطور تصادفی اینها فقط در کنگره هایی انتخاب می شوند که این (استاد) سی و چند ساله داور آنان است!
نمیدانم...
به هرحال همین است که هست - من تا به حال عادلانه ترین و بهترین کنگره ای را که تا کنون در ایران دیده ام کنگره شعر جوان خانه شاعران ایران است آن هم در زنمان مرحوم قیصر امین پور
به هر حال موفق باشید- من هم این نامه را تائید می کنم اما بنا به دلایلی که خودت بهتر میدونی(از جمله انجام برخی از امورات رایانه ای و تدارکاتی یکی دو جشنواره ادبی اخیر) آدرس وبلاگمو ننویس
همون ایمیلم .کافیه- موفق باشید
نویسنده:
شاعر برگزیده کنگره بندرعباس
 
---------------------------------------------------
 
سلام بر شما دوست عزیز
با شناختی که من از آقای بهمنی دارم فکر میکنم ایشون هم از اون تیپ ادمهایی هست که در مواردی مثل داوری با دست پس میزنه و با پا پیش میکشه. 4 سال پیش ایشون طی یک مصاحبه بلند با روزنامه جام جم اعلام کردند که دیگه داوری نمی کنند اما بعد از گذشت 2 ماه سر و کلشون توی یه جشنواره ی دیگه پیدا شد که همون سال مهدی فرجی از کاشان 2 شیشه کلاب رو زده بود زیر بغلش تا به قول خودش از خجالت داور دربیاد که همونطور شد. مهدی فرجی اون سال نفر اول اون کنگره شد. چه توقعی از آقای بهمنی دارید وقتی ایشون با زبون خودشون بار ها اعلام کرده اند که اگه کسی به من بگه توی فلان جشنواره به من نمره بده من نمی تونم این کار رو نکنم. فکر میکنم دیگه باید حداقل  جوونا تا حالا اینو فهمیده باشن.
به هرحال من فکر میکنم اگر کسی توی این جمع جرمش از همه بیشتر باشه بهمنیه چون حداقل تو 5 جشنواره بزرگ کشوری شاهد داوریش بودم. یعنی توی اون جلسه داوری حضور داشتم والبته بیشتر به عنوان بک فضول نه داور.
امید وارم این مطلب دچار سانسور دوست داران آقای بهمنی نشه.گل
نویسنده:
جواد سلطانی
 
 

 

 
-----------------------------------------------------------
سلام
فرض کنیم آقای بهمنی دیگه داوری نکنن. کی قراره به جای ایشون داوری کنه؟ به نظرتون بهتر نیست تو جسنواره هاشرکت نکنین؟

 

 

نویسنده:
تورج بخشایشی

 

 

درجواب دوست عزیز تورج بخشایشی(که لایق پاسخ هستند و هم صحبتی):

مشکل ما داوری کردن جناب بهمنی نیست- مشکل ما تمام شدن کار به نام ایشان است- کما اینکه الان مسئولیت داوری کشور به عهده ایشان گذاشته نشده که با عدم شرکت ایشان در کنگره ها این سئوال مطرح شود که به قول شما "کی داوری کند؟" و با قحط الداور! مواجه شویم. الحمدلله در این زمینه انسان لایق و نالایق بسیار داریم. اگر کنگره ای تنها داورش بهمنی باشد هیچکش معترض نخواهد بود- اما وقتی ایشان روی سن سالن اجتماعات دانشگاه خمینی شهر آن "گاف" بزرگ را دادند که وقتی سهیل محمودی از ایشان راجع به نفرات برگزیده  سئوال پرسید که چند نفر برگزیده شده اند آقای بهمنی از تعداد نفرات برگزیده اظهار بی اطلاعی کردند چطور میتوان باور کرد که ایشان داور این کنگره  بوده اند.؟!

جز این است که فقط نام ایشان برای جذب اعتبار در لیست داوران درج شده و ناداوران داوری کرده اند؟و آیا ما به جای اعتراض مثل بچه ها باید قهر کنیم و در کنگره ها شرکت نکنیم؟ تا بیش از این عرصه بری یک عده - بلا نسبت شما- باز باشد؟ تا وقتی من و دوستان دیگر شعر میگوئیم در کنگره هم شرکت می کنیم و هر عیب و ایرادی بود اعتراض میکنیم نه اینکه سر تعظیم فرود بیاوریم - بنده در همایش "همیشه های هنوز "اصفهان به نشانه اعتراض به داوری لوح تقدیر خود را به رئیس هیئات داوران پس دادم- پس فقط عنوان برای ما مهم نیست

حرف ما این است که شان استاد بالاتر از این حرف هاست!

-------------------------------------------------

 

 

بهمنی آنقدر بزرگ و دوست داشتنی است که واقعا نمی شود تحمل کرد خدشه ای بر نامش وارد شود !
با تمام وجود دوست ندارم بهمنی در کنار کسانی که گاه در شاعر بودنشان شک هست داوری کند
اما باید در نظر گرفت که اگر بهمنی نباشد دیگر داوری وجود نخواهد داشت !
فکر می کنم وقت آن رسیده باشد که سیامک بهرام پرور / حسن صادقی پناه و ... بتوانند وارد جرگه داوران شوند هر چند خیلی ها تمایلی به حضور امثال این دوستان در عرصه داوری ندارند .
نویسنده:
مهدی رحیمی

 

 

   [http://mobin63.blogfa.com]

 

 

------------------------------------------

با سلام
ببخشید که رک حرف میزنم
آنهایی که از برگزیده نشدنشان در کنگره های ادبی نا راضی هستند اشتباه میکنند و ساده لوح هستند و آنهایی که از برگزیده شدنشان "خوشحال" شده اند واقعا"  (احمق) تشریف دارند!

وقتی تیم داوری تمام کنگره های ادبی کشور حدودا" یک سال است متشکل از این افراد است: سهیل محمودی- ساعد باقری- عبدالملکیان- شکارسری- بیابانکی- کاکایی با نظارت و حضور اسمی محمدعلی بهمنی یا یک شاعر معروف دیگر مثل هرمز علیپور و از این اکیپ 6 نفره همیشه دو- سه نفرشان در هر کنگره ای حضور دارند معلوم است که نفرات برگزیده تام کنگره ها هم یک "تیم" باشندو در اسامی 15-20 نفره ای که در هر کنگره برگزیده میشوند خدا اقل 10 نفرشان مشترک باشند!
ما شاعر هستیم- در این آشفته بازار ادبی کشور اینها با این انتخابهایشان دارند چه شعری را بالا می آورند؟
دارند به ترویج کدام ‍ژانر ادبی کمک میکنند؟
از نظر اینان معنا گرایی در شعر جایی ندارد و آوانگارد ها و پست مدرن ها (( شما بخوانید جوجه آوانگارد ها و توله پست مدرن ها)) دارند انتخاب میشوند- یا باید مقوله داوری حذف شود و در هر کنگره 100 نفر انتخاب شوند یا باید آقایان را برکنار کزد که هر دو اینکه نا ممکن است
پس بهتر است سکوت کرد و اعتراض!
به شما هم آقای سنجوری پیشنهای میکنم یک وبلاگ به عشق یکی از داوران مثلا سهیل محمودی که از همه خنده دار تر و دوست داشتنی تر است تاسیس کنید و بنویسید : (سهیل محمودی: خیلی خیلی خیلی دوستش دارم)!!
موفق باشید

 

 

 

[http://www.a3man-e-iran.persianblog.ir]

 

------------------------------------------------

آثار منتشر شده شاعران بیانگر هویت شعری آنان است- با هر بدبختی و قزض و قوله ای که شده باید کتاب چاپ کرد تا بتوان "شعر" منتشر نمود

موفق باشید- من هم تائید می کنم

 

 

 ----------

اجازه بدهید قبل از هر چیزی بگویم که پاک کردن صورت مسئله موضع درستی نیست.. با حرف دوست شاعرم خانم زنده دل ( اگر درست متوجه شده باشم موضعشان را) موافق هستم. کنگره ها و جشنواره ها ( خواه مناسبتی و خواه دولتی و...) خالی از هر گونه برخورد سلیقه ای و مصادره ای نیستند... شاعر (داور) مختار است که آنچه فکر می کند بیندیشد... اما نمی دانم دلیل این حجمه و رویکرد زائد الوصف به کنگره ها و جشنواره ها چیست؟ کدام اینها کسی را شاعر کرده است و کسی دیگر را حتما چیز دیگر... این جشنواره ها جز مجیز گویی و  وجیزه خواهی چه باری داشته است... فکر می کنم این تب باید فرو بنشید تب سکه گرفتن ها و افتخار آفرین بودن ها... پس من هم در ادامه حرف خانم زنده دل می گویم ...قبل از پاک کردن صورت مسئله و جانب دارانه برخورد کردن با موضوعات بعدی و حتا شیفته وار برخورد کردن با نامی بزرگ و قابل احترام هم چون محمد علی بهمنی( که بیش و پیش از هر کسی حیات شعری و روحی ام را مدیون ایشان هستم که اولین شراب های تلخ زیستن و گونه ی دیگر زیستن در ادبیات را در جان تشنه ام ریخت ) اصل مسئله را باید بهتر ببینیم... و آن هم این است که چرا باید برای شرکت در این گونه جشنوا (متن ناقص)
کامنت دوم:
ما شاعران آزاد" ایران اسلامی" با کامنت گذاشتن در این وبلاگ این نامه را امضا کرده و تائید می کنیم.

---------------------
این پایان بندی هم برایم کمی عجیب بود...لحن جشنواره پسندی داشت
نویسنده:
محسن بوالحسنی
  

 

 

 

 

 

 

خروج: نمیدانم چرا عده ای انقدر علاقه به کناره گیری ما از کنگره های ادبی دارند ؟!!

------------------------------------------------

بنده در خصوص کلیت قضیه اعلام بی طرفی می کنم. چون حس می کنم با توجه به برخی کامنت ها و پاسخ هایی که داده شد پای آدم های دیگری هم وسط کشیده شده که بنده با تخریب ایشان موافق نیستم. اما در ارتباط با آقای بهمنی باید عرض کنم این درخواست خیلی دیر به دست ایشان رسیده است. مدت هاست آن بهمنی اسطوره ای دیگر برای من و امثال من وجود خارجی ندارد متاسفانه! ایشان در یک برهه زمانی بخصوص بسیار تاثیر گذار بودند و هستند. در شاعری ایشان تردید نیست اما داوری تزلزل بردار نیست. داور باید محکم بایستد و نه بگوید. نه این که به هر تلفن آشنایی قول مساعدت بدهند. نه این که نمره ها را برای جا باز کردن دوستان و آشنایان بالا و پایین کنند. می خواهم بدانم اگر در جوانی با شعر ایشان چنین می کردند عکس العمل شان چه بود؟ ایشان با جام جم مصاحبه می کنند که از مسوولان فلان کنگره عذرخواهی کردم و فردایش در همان کنگره رویت می شوند ... ! نه دوست عزیز دیگر خیلی دیر شده است.

 

 

 

 آرش علیزاده

 [http://arashalizadeh.blogfa.com]

 

----------------------------------------------------------

معمولا" تا آنجایی که ما دیده ایم به جز هنر هفتم "سینما" در  اکثر کشورهای جهان روال به این صورت بوده که جایزه به نفرات اول تا چندم اهدا نمی شود بلکه هر کس در جایگاهی که دارد مورد تقدیر قرار میگیرد. مثلا" هر نقاش برای خود نمایشگاه میزند اما "کنگره نقاشی شبهای شهریور" (!!) یا دفاع مقدس و... برگزار نمیشود تا عده ای نقاش جوان قلع و قم شوند و سلاخی گردند و عده ای نان به نرخ روز خور بودجه بگیرند و به هنر لطمه بزنند- در گرافیک- در موسیقی و.. هم همینطور
حالا چه حکایتی است که ما فقط در شعر چیزی به نام "داوری" البته به این شیوه که رایج استداریم نمیدانم!
اگر روزی از نظر ادبیات آنقدر پیشرفته شویم که مثل کودکان نخواهیم یکی را اول و یکی را دوم کنیم و به تمام آنانی که زحمت میکشند و ذوق دارند اهمیت بدهیم خوب است

موفق باشید- اگر چه به جایی نمی رسد اما من هم تقریبا" به مجموع حرفهایتان موافقم- موفق باشید
نویسنده:
احسان ایوبی

 

 [http://www.GASHTIL.BLOGFA.COM]

 -----------------------------------------------------------
از طریق سایت یکی از دوستان به اینجا هدایت شدم اما از این کار خوشم آمد هرچند میبینم عده ای سکوت کرده اند و معمولا" آنهایی که میترسند اگر نامشان در اینجا دیده شود از خیلی چیز ها محروم شوند اما وقتی اسامی آشنایی مثل خانم حقیقت -  خانم زنده دل- استاد پارسا و مسئول اصلی این کار جناب سنجوری که تا حدود زیادی از سوابق و برنده شدنشان در کنگره های کشوری مطلع هستم به این حرکت اعتماد کردم. به افراد سودجو و کوچک اهمیت ندهید. این افراد تا زمانی که مقام می آورند از همه چیز تعریف میکنند و وقتی مقام نمی آورند تو.هین میکنند. شما مقام آوردید و بازهم دارید انتقاد میکنید معلوم است واقعا" دلسوز هستید
موفق باشید- من این نامه را امضا میکنم و تا جایی که بتوانم تبلیغ خواهم کرد و تنها پست وبلاگم را به این نامه اختصاص میدهم
امید که نتیجه بخش باشد
نویسنده:
کامران زیدی وند

 

[http://www.KAMORANO.BLOGSKY.COM]

 
-------------------------------------------------------------
سلام بهترین حرکت ممکن برای نابودی مافیایی داوری که در حال حاضر بر جامعه ی ادبی کشور حاکم شده است همین کار بود این حرکت نه تنها از مقام استاد بهمنی کم نخواهد کرد بلکه ان را جاودانه تر خواهد کرد و در ضمن دست این مافیای سیاه هم بریده خواهد شد.به عنوان مثال 5و6 دیماهخ کنگرهسراسرس شعر آزاد با نام ایوار در خرم آباد برگزار شد که باز هم این نا داوری ها انجام شد.
نویسنده:
سعید عسکری

 

 [victor4969@yahoo.com]  [http://www.haft-chenar.blogfa.com]

 

 

-----------------------------------------------------------

توی ایران چیزی جای خودش نیست و چیزی درست و منطقی پیش نمی ره که داوری چند جشواره ی مسخره ی شعر بخواد درست و منطقی باشه وقتی اساس یه چیزی بر پایه ی دروغ باشه تمام مشتقات اون هم غلط و بی اساس هست
در هرصورت
شاد باشید

 

نویسنده:

 

 

مهدی شجاعی

 

 

   

[http://esv2.persianblog.ir]

 

------------------------------------------------------

با سلام
اگر چه البته که
صلاح مملکت خویش خسروان دانند ...
اما خوب به جهت اظهار فضلی و وجودی ما هم امضا !
نویسنده:
محمد احسان

 

[ehsan2010@gmail.com]  [http://ghazaleheyrani.blogfa.com]

 
------------------------------------------------------------------------
من غیر از شعر که 2 سال است مرا می سراید در اکثر جشنواره های هنری داخل کشور به لطف یا قهر خدا شرکت داشته ام. این که می گویید امری کاملا طبیعی است.از آقای بهمنی خوب نشنیده ام ولی از شعرش چرا.
مشکل اینجاست که ما ایرانی ها به خودمان هم رحم نمی کنیم
چه طور است که فیلم کوتاه من در دانمارک و فرانسه نمایش داده می شود ولی حتی در مرحله بازبینی دو جشنواره داخلی پذیرفته نمی شود و وقتی جویا می شویم با وقاحت می پرسند مگر شما فیلم هم فرستاده اید؟
من شبیه کار شما را 2 سال پیش برای تئاتر شهرم انجام دادم و زیر نامه کتبی من که به وزیر ارشاد تحویل شد را تعداد زیادی از تئاتری های شهر امضا کردند ولی نه تنها کاری از پیش نبرد بلکه تا همین الان با تمام تئاتر های من مخالفت شده و این را به تجربه و  جرئت می گویم که این امضاها و نامه ها جز تخریب چهره ی هنری ما راهی از پیش نخواهد برد و دوستان همان کاسه خواهند بود و ما همان آش.بهمنی برود بدتر از او می آید و این غیر قابل انکار است مگر آنهایی که از جایزه نگرفتنشان مطمئن هستند شرکت نکنند و برای دل خودشان بسرایند.این راه عاقلانه است نه از روی ترس. یا هوو مدد
راستی به استناد مشت نمونه ی خروار و شنیده ها و ... که همه این کفه را سنگین تر می کند من نیز امضا می کنم
نویسنده:
محمد صادق دهقانی

 

[http://fanousekhis.blogfa.com/]

 

--------------------------------------------------------

سلام
من با این نوشته شدیدا مخالفم و با جواب هایی که مثلا تورج بخشایشی و مهدی رحیمی و ... دادن موافق تر
در هر صورت استاد بهمنی بهترین کسی ست که برای داوری در جشنواره ها میشه دید
برگزیده نشدن دلیل بد داوری شدن آثار از طرف استاد نیست
برید این اعتراض ها رو به داورانی مثل ... که تهران سکونت دارند و برگزیده ها ی شعر همسرانشون هستن داشته باشین

یا عشق - سنجری

 [mosafer63@gmail.com]  [http://mosafer63.persianblog.ir]

 

خروج: ایشان بهترین نفر هستند اما فقط ایشان که به تنهایی نیستند! صحبت دقیقا" بر سر سایرین است که یا استاد باید از شیوه ناداورانه ایشان اعلام برائت کنند یا خودشان کناره گیری کنند یا در همین وضعیتی که هستند در کنار نان به نرخ روز خوران(که یکی از  آنها به قول شما بدون ذره ای شرم در فلان کنگره  همسرشان را برگزیده میکند و خجالت نمی کشد) بمانند. اگر حالت سوم عملی شود مطمئنا" از میزان محبوبیت ایشان به شدت کاسته خواهد شد و دیگر در ردیف بزرگان فقید غزل معاصر جایی نخواهند داشت !!

--------------------------------------------

 

 

 

 

 

 [http://aahbaran.blogfa.com/]

خروج: همینکه این موضوع برای دوستان آنقدر مهم است که با اعلام اسم و نشانی الکترونیکی اظهار نظر میکنند برای ما کافی است هرچند اگر تائید کنندبیشتر خوشحال می شویم. به هر حال وظیفه ای که بر دوش تک تک ماست شرکت بیشتر و وسیع تر در تمام کنگره های ادبی است تا عرصه برای عده ای باز نماند که بتوانند مثل یکی دو سال اخیر یکه تازی کنند. تا کی میخواهند شاگردان و همسرانشان رابرگزیده کنند؟ بگذار آنقدر حذف شویم و آنقدر اعتراض کنیم تا روی ناداوران سیاه شود!

 -------------------------------------------------------------

جناب بهمنی قطعا با دیدن نام بنده در این لیست به یاد روز پایانی داوری جشنواره...خواهید افتاد که جلوی چشم خودتان وبدون کوچکترین عکس العملی از طرف شما به چه راحتی به تائید خود شما وگواهی فیلم جشنواره که خود شاهد آن بودم حق من را ضایع کردند وبه چه راختی شاعری را که حتی به مرحله نهایی راه نیافته بود داخل اسامی راهیافته گان قرار دادند اتفاقی که در دودوره قبل این جشنواره هم رخ داده بود اینکه رای داوری به شعر من با یک دستور از 90 به 10 تغییر یابد در صورتی که قبلا یکی از داوران آن جشنواره کتبا به من تبریک گفته بود وووووامیدوارم حداقل نزد وجدان خودتان توجیهی برای این سکوت داشته باشیدبدتر اینکه باوجود قبول رسمی داوری دومین جشنواره خط سوم که به تائید اکثریت شاعران مستقل کشور یکی از حرفه ای ترین وبی طرفترین جشنواره های حال حاضر کشوراست وقتی با شما تماس گرفتم که آثار نهایی را خدمتتان برسانم به دلیل به قول خودتان ناراحتی قلبی از وضعیت داوری همین جشنواره و تمایل به حضور در چند جشنواره استانی از داوری کنار کشیدید ودست من دبیر را در آخرین روزها در حنا گذاشتید بد بین نیستم اما با کنار هم گذاشتن این اتفاقات به نتایج مایوس کننده ای میرسم
از دوستانی که به این امر اعتراض کرده اند می پرسم شخصیت شاعری یک نفررا که تبدیل به اگویی برای شاعران جوان کشور شده است چه چیزی تشکیل میدهد؟ آیا با این همه تسامح وسکوت محافضه کارانه آنهم وقتی یک نفر خود به این تن در میدهدچگونه میتوانیم ازشخصیت از بین رفته او دفاع کنیم
شش سال شاگردی استاد منزوی را کرده ام ومی دانم اگر به داوری جشنواره ها و....تن در میداد میتوانست بسیاری از مشکلات مالی خود را بدین وسیله مرتفع کند اما هیچ وقت این کاررا نکرد وبه بسیاری  بدبختی ها تن داد اما ...بگذریم به نظرم جناب بهمنی عزیز زمان آن رسیده تا از لبه پرتگاه که چه عرض کنم
از کمی انطرفتر برگردید


یا حق

نویسنده:
صالح سجادی

 

  [http://www.taburiss.blogfa.com]

 

 

خروج:  و همچنین بشنوید از کمال رستمعلی که شب آخر کنگره دفاع مقدس قصر شیرین نامش از لیست برگزیدگان خط خورد و برای اینکه افتضاح نشود علیرضا قزوه جلوی چشم خود من یک سکه از جیبش بیرون آورد و به کمال داد و گفت: این حق تو بود و لی چه کنم!! اینگونه (نا)داوری ها تا کی...؟

 

 

---------------------------------------------------------------

این که عده ای در کنار استاد بهمنی از نام ایشان سوء استفاده می¬کنند شکی نیست اما بدون شک تساهل و تسامح استاد در این زمینه را هم نمی  توان نادیده گرفت. کسی تا خود نخواهد نمی توان از او سوء استفاده کرد. حرفهای دوستان را تایید می کنم و این طور به نظرم می رسد که مافیایی که در ادبیات امروز شکل گرفته است به راحتی امثال استاد بهمنی را یا با خود همسو می کنند و یا تخریب. حرکت شجاعانه استاد در قضیه شورای شعر ارشاد در خور تحسین بود اما ای کاش این حرکت ها دوام داشت و استاد همچنان مدافع حقوق شاعران جوان باقی می ماند.

گلایه ای هم از استاد دارم و آن در مورد مصاحبه شان با روزنامه جام جم در مورد داوری خط سوم است که تکذیب کرده بودند. قبل از اینکه ما با استاد تماس بگیریم و ایشان به دلایلی که آقای سجادی نوشته اند از داوری امتناع کنند ، ایشان داوری را قبول کرده بودند آنهم زمانی که برای شرکت در نمایشگاه کتاب به تبریز تشریف آورده بودند و اگر خاطرشان باشد در حضور آقای ناظمی (مدیرعامل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تبریز) ، صالح سجادی (دبیر جشنواره) ، اینجانب (دبیر اجرایی جشنواره) و داود عباسی (عضو هیئت مدیره خانه شاعران تبریز)علاوه بر اینکه ما را از تجارب ارزنده خود بهره مند نمودند ، داوری خط سوم را هم قبول نمودند و ما بر اساس قول ایشان نامشان را به عنوان داور اعلام کردیم. ای کاش استاد با آبروی خود و ما بازی نمی کرد.

 

 

 نویسنده: رضا رزمی

[rezarazmi@gmail.com]  [http://yapraq.blogfa.com]

 

خروج: برای ما جای بسی افتخار و مباهات است وقتی می بینیم افرادی که در ادامه این اعتراض به ما یاری می رسانند و در این وبلاگ نظراتشان را مطرح میکنند از برگزیدگان کنگره های قبل و شعرای مطرح کشور  هستند و این شبهه که "چون ما مقام نیاوردیم اعتراض میکنیم" را از بین برده اند. به یاد داشته باشیم که اعتراضات داوری اخیرا" شدت گرفته است و اینکه اخیرا" چه کسانی داوری میکنند و فرق آنان با داوران پیشین در چیست جای تامل دارد. شاید هنوز برای این تعبیر زود  باشد اما به نظر می رسد بعد از فوت قیصر واقعا" اوضاع شعر کشور به هم ریخته است. قبل از آن هم اگر به هم ریخته بود حد اقل آشکارا و علنی این افتضاحات بروز نمیکرد اما اکنون علنا" بروز کرده است. 

 

---------------------------------------------------

پیشنهاد شما برای داوری چیست؟ آخرش که چی؟ چه کسانی باید داوری کنند با این حساب؟!!

 

 

 

خروج: شعر را مقایسه کنیم با تمام پدیده هایی که در کشور "داوری" می شوند و از آنها یاد بگیریم:

١- باید برگزیدگان قبل از شروع کنگره معرفی شوند و بعد شعرشان قرائت شود تا همین قرائت شعر سنگ محکی برای داورانی باشد که آن جلو می نشینند. اگر این کار عملی شود قطعا" از فشار طعنه ها و کنایه ها و ترک سالن کردن های شاعران حتی ممکن است کنگره ها با رکود جدی مواجه شوند. اینها آخر سر که جلسه شیر تو شیر میشود یهو اسامی را اعلام و جایزه میدهند  و خدا حافظ!!

کی باید اعتراض کرد؟ داوران کجا رفته اند؟ اصلا" اعتراض ثمری دارد؟..... مگر میشود سکه را که درجیب فلان شاگرد فلان استاد رفته است بیرون آورد؟ مگر میتوان به اینها ثابت کرد که ما هم شعر خوبی داشتیم؟ حتی برای خود من پیش آمده است که وقتی به داوران اعتراض کرده ام و شعرم را برایشان خوانده ام یکی از آنان گفت: (آقا این شعر عالی است اگر به دست ما میرسید حتما" اول می شد !! ) و خلاصه منکر دریافت اشعارم شده اند حال آنکه لوح تقدیری تحت عنوان ((به پاس ارائه اثر در جشنواره...)) به بنده اهداء شده بود. دروغ از این بزرگتر؟!!

٢-اشعار برگزیده باید قبل از شروع همایش و شعر خوانی منتشر و به قولی اکران عمومی شوند نه اینکه من هنوز شعر نفر اول شبهای شهریور و زاگرس و ایوار و.... امسال را نشنیده ام. شاید اعتراض ما ناحق باشد چرا شعر برگزیدگان را نمیدهند بخوانیم؟ می گذارند یک سال بعد کتابش را یواشکی منتظر میکنند!!

٣- هر جشنواره باید در وبلاگش (که خیلی هایشان اصلا" ندارند)اولا" هیئات داوران را از همان ابتدا معرفی کند تا اگر من شاعر با کسی مشکل داشته باشم و بدانم او شعر مرا پایمال خواهد کرد تکلیفم را بدانم ثانیا" باید تمام اشعار ارسالی به تفکیک منتخب و غیر منخب درج شوند تا همه قضاوت کنند و کامنت گذاری آزاد باشد.

اینها فرمولهای فیزیک هسته ای که نبودند. چیز هاای است که ما جسته و گریخته از زبان سایر شاعران شنیده و حرف دل همه است. شفاف و روشن عمل کنند. کنگره ایوار با کمال پررویی بعد از خاتمه کنگره تازه هیئات داوران را معرفی میکنند چون آنقدر به خود و داورانشان شک داشته اند که میدانستند اگر همان اول داوران معرفی میشدند کمتر کسی شعرش را زیر تیغ آنان میفرستاد. همین اتفاق همین الان در کنگره عاشورایی الیگودرز در حال افتادن است.

غیب نگفتیم آقا یا خانم اسلامی - راه حل ساده است مثل امتحانات کنکور که با تمام سفت وسختی و مو لای درزش نرفتن حق اعتراض دارد و دو سال قبل برای بستگان من اتفاق افتاد که با اعتراض توانست در دانشگاه مور علاقه اش پذیرفته شود. مثل امتحانات پایان ترم - مثل برگ جریمه خلافی خودرو- مثل رای اعدام!! . اینکه چیزی نیست(!)بعضی ها که با ناداوری اساتید و همسرانشان برگزیده میشوند اینگونه داعیه برتری در شعر دارند اگر نفر اول کنکور میشدند حتما" ادعای انیشتنی میکردند. اعتراض میکنیم تا به نتیجه برسیم. به نتیجه هم نرسیم بعضی ها میفهمند چهارنفر شاعر فهمیده هم هستند و ماستشان کیشه میشود و دیگر از حدود خود تجاوز نمیکنند تا با وقاحت همسرشان را اول کنند!.

اعتراض میکنیم!!

-------------------------------

 

 

سلام عزیز
حرکت خیلی خوبی است
من ربه این وبلاگ لینک دادم تا همه ی کسانی که سر می زنند به وب من بیان و بخونن.
تا بعد
نویسنده:
بهزاد بهادری

 

 [http://www.bahador1.blogfa.com]

خروج: دوست عزیز بهزاد بهادری را بخوانید - او هم چون ما برای شعر کشورش نگران است!

----------------------------

حال من بعد خوندن مطالبی از این دست مصداق حال اون شعر معروفه:
غمم از گریه گذشته است بدان می خندم!!
جماعت چیکار دارین می کنین با خودتون؟
با سهم خودتون از ادبیات؟
چرا می خواید کسی که کمترین نقص و تو داوریها داشته حذف بشه؟
که چی بشه؟کی بیاد؟ناداوری به قول خودتون
یکدست بشه؟
چرا این ملت هر قدمی که می خواد برای اصلاح وضع موجود برداره به همه چی گند می زنه و بد ترش می کنه؟!!!
نویسنده:
زهرا معتمدی

 

[z.motamedi@gmail.com]  [http://ghazal666.persianblog.ir]

خروج: از اینکه حال دوستان خوبمان گرفته میشود و به غمشان میخندند متاسفیم. ایکاش در این وبلاگ "مهران مدیری" پخش میکردیم تا دوستان کمی حال کنند!!

----------------------------------------

ممنون ازسعه ی صدرتون!
پخش مهران مدیری امثال شما رو فقط می تونه بخندونه!
زبان فارسی زبان گنگیه!بهتون حق می دم.آدم باید برای رسوندن منظورش خیلی توضییح بده!
باشه توضییح میدم!
انتقاد من به اینجا برمی گرده که چرا به جای اینکه جوانب منفی یک مسئله رو حذف
کنیم جوانب مثبتشو حذف می کنیم؟!
همه می دونیم که آقای بهمنی در مقایسه با خیلیها که نمی خوام اسمشونو بیارم تو بحث داوری خیلی بهتر عمل می کنه.منظورم از خیلیها کسانی هست که تو هر جشنواره ای پای ثابت داوری هستند.یا آدمهای کم سابقه ای که دری به تخته می خوره و بدون در نظر گرفتن سواد و سلیقه شون می شن داور جشنواره های مهم کشوری!(خواستید دونه به دونه تو کامنت خصوصی اسم می برم)

چرا به جای اینکه این افراد رو با انتقادات درستتون از صحنه ی داوری خارج یا وادار به دقت نظربیشتر کنید کسی رو می خواید حذف کنید که معتقدید کمترین نقص رو داره؟!
چرا به جای اینکه این وضعیت رو یک مقدار اصلاح کنیم(که می دونم با انتقادات درست از طریق همین وبلاگ نویسی حتی ممکنه)و بر علیه ناداوریهای فاحش قلم بزنیم .کاری کنیم که این آقایون راحت کارخودشون رو بکنن؟!
با حذف بهمنی چیزی درست نمیشه!

 

 

 نویسنده: زهرا معتمدی

 

خروج: بهتر است کمی با مرور سوابق به این بیاندیشیم که آیا استاد واقعا" اینگونه بیگناه بوده اند؟ شما تا به حال جلسات داوری و هم پیالگی استاد با بعضی ها را دیده اید؟ دیده اید که ایشان در فلان کنگره  روی سن در حظور همه در جواب سهیل محمودی که پرسید : "چند نفر برگزیده شده اند؟" از  تعداد نفرات برگزیده اظهار بی اطلاعی کرند؟ یعنی شما باور میکنید که ایشان داور این کنگره بودند یا ... گرفته بودند فقط اسمشان در لیست داوران باشد؟ تا به حال خواسته اید ایشان را جایی دعوت کنید و طبق روال مرسوم در آخر هدیه ای به رسم یادبود به ایشان بدهید اما ایشان در اولین تماس اول حرف ... را زده اند؟ (حق دارند البته به این خرده نمیگیریم) اما آنقدر ها ارزشهای والای شعری در اینگونه حرکت ها مستتر نیست.هدف ما تخریب ایشان نیست چه اینکه ایشان خواه یا ناخواه از برزگان عزل معاصر هستند اما حمایت بی دلیل باعث جواب ها و افشاگریهایی خواهد شد که شاید منجر به تخریب شخصیتی شوند. حرکت ما در اصلاح داوری و کناره گیری استاد است. هرکدام به دیگری ارتباطی ندارد. ما نمیگوئیم استاد برود تا همه چیز درست شود که شما میفرمائید "چرا میخواهید ایشان را حذف کنید". به خدا سوگند اگر شما ذره ای استاد را از من و ما بیشتر دوست داشته باشید!

این لطف بزرگی است که عده ای مثل ما دارند از ایشان خواهش میکنند که داوری را با تمام شایستگی هایی که در این زمینه دارند کنار بگذارند. به نظر شخصی من و شاید خیلی های دیگر اگر الان و در این مقطع زمانی آقای بهمنی این کار را نکنند افکار عمومی با ایشان این کار را خواهد کرد. آنگونه که اکنون شاعران دولتی و وزارتی و کنگره ای از شاعران مردمی و آزاد و متعهد سوا شده اند.چگونه؟ با عمل خود و نظر مردم!!

در مورد مهران مدیری هم فقط یک شوخی بود خیلی دوستانه تر از کامنت هایی که دوستانمان برای ما میگذارند. از حسن لطف تمامی شاعران خصوصا" آنهایی که کامنت هایشان به گونه ای  است که وادار به پاسخ میشویم  که این هرچه بیشتر به پویایی این حرکت کمک میکند واقعا" ممنونیم . مخالف یا موافق باید همه حرف ها گفته شود. ما تا به حال از طریق کامنت های دوستان به برخی کاستی های خود و نقاط ضعفمان پی برده ایم. با رهنمود های شما راه اصلی اصلاح را با هم (مختالف و موافق) پیدا میکنیم. قطعا" مخالف ترین ها هم در یک چیز با ما هم نظر هستند: وضعیت شعر کشور خصوصا" داوری افتضاح است و باید اصلاح شود!

 

 

 

-----------------------------------------------

اعتراض می کنم به همه ی کنگره های تشریفاتی برای احراز حقوق کوتاه عقل هایی که شعر را به خاکستر مبدل کردند
اعتراض می کنم به همه ی پیشکسوتانی که  این متد نا میمون را ادامه می دهند و نام ان را کنگره های ملی می گذارند
نمی خواهند شاملویی یا فروغی دیگر ظهور کند
بچه های مارا به سمت هیچ کشانیده اند و خود مجیزه گیری می کنند به عنوان داور بعد منتقد بعد...
محمد علی بهمنی  و امثال ایشان که کم داوری نکرد هاند باید پاسخ گو باشند من عزیز کلهر شاعر زجر دیده و فقیر ایران زمین که بارها در اجتماع بی درد جوانان شاعری که  فقط دستمال گردن و کلاه و فرمهای دمده را از نویسندگان قاره های دیگر یاد گرفته اند فریاد می زند به داد شعر برسید فلان داور در فلان جا تا تریاک به او ندهند شعر  را داوری نمی کند نسل متفکر ما از شعرای 16 /17 و.... همه سیگار بر لب دارند و ادا در می اورند و .....
تعطیل کنید این بچ
ه بازیها را هر که چرند تر بنویسد و بر عکس تر نوگرا تر است مسره این جاست که داورها برای اینکه کسی نیز بعد انها رشد نکند این ها را انتخاب می کنند خطر مشهود است
من به تمام شعرای عزیز می گویم عزیز کلهر  شاعر وحشت زده و تنهاییست که شعرش را  به رودخانه می سپارد اما دست داورهای دختر باز نمی دهد
نویسنده:
عزیز کلهر بنیانگذار شعر وحشت
نویسنده:
عزیز کلهر بنیانگذار شعر وحشت

 [kalhor10008@yahoo.com]  [http://www.azizkalhor.blogfa.com]

خروج: اصولا" بنده به واسطه مصائب و تجاربی که در راه "اعتراض" دیده ام به تئوری ها و نظریاتی هم در مورد "معترض شناسی" - گونه ای از جانور شناسی- رسیده ام که بهتر است بدانید: معترضان ٣ دسته اند:

١- آنهایی که چون خودشان هم قبول دارند شعرشان در حد و اندازه ای نبوده که منتخب شود بیخودی اعتراض میکنند تا جار و جنجال الکی راه بیاندازند. ما را با اینان کاری نیست و دست داورانی که اینان را حذف میکنند میبوسیم

٢- عده ای که تا زمانیکه عددی نبودند از حذف ََشدن خود تعجب نمیکردند اما از زمانی که پیشرفت کرده و زحمت کشیده اند و  به ارزش شعر خود و  بی ارزشی برخی اشعاری که به جای آنها منتخب شده است پی برده اند برای احترامی که برای لحظات شاعرانگی خویش قائل هستند اعتراض میکنند و حقشان را مطالبه مینمایند. ما غالبا" از اینگونه ام و هر زمان شعری را بالاتر از خود ببینیم بی درنگ احسنت گفته اما برعکسش هم صادق است و خیلی شدید اعتراض میکنیم. و عزیز کلهر در اینگونه است.

٣- دسته ای که در شان خود نمی بینند که اعتراض کنند. اینها انسانهای نجیب یا آب زیر کاهی هستند که یا از روی نجابت اعتراض نمیکنند یا میترسند اعراضشان باعث شود در جشنواره بعدی برگزیده نشوند در حالی که غافل از این هستند که اگر اینها منتخب شدنی بودند که برگزیده میشدند پس سکوتشان بی مورد است و در هر حال به دردشان نمیخورد.

که (.....) و (......) و (....) از اینگونه اند!!

و آخر اینکه اگر ما در جشنواره ها شرکت نکنیم خیلی ها هستند که این کار را بکنند. پس چه کسانی شایسته تر از ما برای نقد داوری و شرکت در کنگره ها و دفاع از حقوق خود. به ما خبر داده اند (راست یا دروغ) که همین کامنت ها در بعضی ها خیلی اثر کرده و اعصابشان را به هم ریخته است. قطعا" با این اعصاب خراب مجبور میشوند تغینری کنند. با بدتر میشوند و نا حق تر که زودتر هلاک خواهند شدو خودشان را بش از این خراب میکنند و بهانه ها بیشتری برا اعتراض به ما خواهند داد یا بهتر که ما به هدفمان می رسیم!

  

 

 

 -----------------------------------------

سلام منم موافقم
نویسنده:
باباحکیم

 

   

 

 ---------------------------------

سلام کامنت عزیز کلهر شاعری که گورکنی می کند و در سردخانه ی مردگان شهر خرم اباد کار می کند را خواندم این بابا در فقر زندگی می کند اما سالهاست همین اقا شعر ش را دور از دست داورها  سپرده اما گاهی هم که امده با تمام حق خوریها به او رتبه ای داده اند من از ایشان می خواهم که خود از این کنگره ها بپر هیزد
اخر عمو عزیز کلهر حیف نیست شعر های ناب تان بازیچه ی شاعران  بی محتوایی چون ......(سانسور !)که هی دنبالش این جا و ان جا می دوند تا مطرح شوند بشود
اقای کلهر تو خودت می دانی من سالهاست
مورد غضبم
اما این جنبش اقایان را که اعتراض می کنند را می پسندم
نویسنده:
محمد یاری زاد

 

[mo-12345@yahoo.com

---------------------------------------------

(بدون متن)

نویسنده:
مهتاب بازوند
  

[http://mahtabpazand.blogfa.com]

 

 

------------------------------------------------------------

سلام وخسته نباشید
ای کاش اطلاع رسانی برای بازدید دوستان از این وبلاگ به شکل وسیعی انجام می شد تا در این فضای بی تریبونی صدای این اعتراض به گوش همه ی دوستان وبلاگ نویس می رسید . من معتقدم امثال بهمنی ها چون توی نسل جوان وجه ی تقریبا خوبی دارند هر چند نسبت به همدوره های خودشان (مثل مرحوم منزوی و سیمین) حرف چندانی برای گفتن نداشته و ندارند باید حداقل حفظ ظاهر کنند و در جشنواره هایی که معمولا نتیجه را داوران رقم نمی زنند حتی  به عنوان مهمان هم شرکت نکنند .
نویسنده:
بهزاد بهادری

 ------------------------------------------------

با سلام نامه را دیدم . امضا می کنم.
نویسنده:
عابد اسماعیلی

 [http://www.maaniya.persianblog.ir

------------------------------------------------------

 

توضیح خروج: با توجه به درخواست آقای اسطیری مبنی بر پس گرفتن نظرات خود و ابراز ندامت و پشیمانی نسبت به نظر و انتقادی که در مورد داوری کرده بودند تمام نظرات ایشان از وبلاگ (باز هم تاکید میکنیم بنا به درخواست خودشان) حذف همچنین کامنت های دوست دیگری که منت گذاشته بودند و بنا به دعوت آقای اسطیری آمده بودند آقای ازغندی نیز متعاقبا" حذف اما در باکس نظرات ذخیره تا در صورت لزوم مجددا" درج شود. باز هم از لطف تمام دوستان ممنونیم.

 منتظر نقد داوری "جنجره های سرخ الیگودرز" باشید که خبرهای داغی در راه است.....


 
comment نظرات ()